به پرشین بلاگ خوش آمدید
نویسنده : پرشین بلاگ - ساعت ٤:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٦

بنام خدا

کاربر گرامی

با سلام و احترام

پیوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنویسان فارسی خوش آمد میگوییم.
شما میتوانید برای آشنایی بیشتر با خدمات سایت به آدرس های زیر مراجعه کنید:

http://help.persianblog.ir برای راهنمایی و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سایت برای اطلاع از
http://fans.persianblog.ir برای همکاری داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامی و لینک وبلاگ های تیم مدیران سایت

در صورت بروز هر گونه مشکل در استفاده از خدمات سایت میتوانید با پست الکترونیکی :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الکترونیکی
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرمایید.

همچنین پیشنهاد میکنیم با عضویت در جامعه مجازی مای پردیس از خدمات این سایت ارزشمند استفاده کنید:
http://mypardis.com


با تشکر

مدیر گروه سایتهای پرشین بلاگ
مهدی بوترابی

http://ariagostar.com


comment نظرات ()
مقاله دستاوردهای انقلاب اسلامی
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ٢:۳٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٦

بسمه تعالی

دستاوردهای انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی در اواخر قرن بیستم، جهان را به لرزه درآورد و نور امید را در دل مسلمانان و مستضعفان عالم روشن کرد. این انقلاب عظیم دستاوردهای فراوانی در داخل و خارج از کشور داشت. اگر چه احصاء کامل این دستاوردها، سال‌ها به طول می‌انجامد، اما بررسی گذرای آنها از باب (و اما بنمه ربک فحدث) خالی از فایده نیست.

1-دستاوردهای سیاسی انقلاب اسلامی

الف- سیاست داخلی

1- حاکمیت اسلام بر پایه ولایت فقیه:

هدف اصلی و اساسی ادیان الهی، رشد و تکامل بشر بر مبنای توحید از طریق دعوت به مبارزه با کفر و شرک و الهاد بوده است. قدرت‌های استکباری جهان برای چپاول دست‌رنج توده‌های محروم نغمه «جدایی دین از سیاست» را مطرح کردند و با این توطئه توانستند بر جنبه‌های فکری، فرهنگی، دینی و ملی جوامع اسلامی استیلا یافته، منابع مادی و ذخایر زیرزمینی آنها را به غارت ببرند و عجز و یأس را بر جوامع اسلامی حاکم گردانند.

پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بر چنین عقیده و نغمه‌ای خط بطلان کشید و نهضت اسلام را تبدیل به پدیده‌ای منسجم و جهانی نمود.

امام خمینی (ره) در ادامه قیام خود، تنها به مبارزه با حکومت‌های غاصب و ضد اسلامی اکتفا نکرد بلکه به منظور ایجاد حاکمیت الهی بر اساس موازین اسلام {در عمل} اصل مقدس «ولایت فقیه» را مطرح و زمام امور جامعه اسلامی را خود در دست گرفت و رهبری سیاسی- مذهبی را عینیت بخشید و توانست چهره مخدوش جهان اسلام را اصلاح کرده، تأثیر فوق العاده‌ای بر جهان اسلام و کشورهای جهان سوم بگذارد.[1]

2- سرنگونی استبداد 2500 ساله شاهنشاهی در ایران:

یکی از افتخارات موهوم پادشاهان ایران، نظام کهن شاهنشاهی در ایران بود که خاندان پهلوی خود را وارث آن قلمداد می‌کرد. این خاندان برای از بین بردن فرهنگ اسلامی در کشور سعی می‌کرد با هزینه‌های گزاف از اموال و منابع این ملت ستمدیده فرهنگ شاهنشاهی را جایگزین فرهنگ اسلام بنماید، به این منظور جشن‌های متعددی از جمله جشن‌های 2500 ساله را آن هم با بدترین شکل فساد و فحشا برگزار کرد. تاریخ هجری را به تاریخ شاهنشاهی تبدیل کرد و با تعویض نام‌ها و نیز قوانین غیردینی در صدد محو دین از جامعه اسلامی ایران برآمد. امام خمینی (ره)، پس از سقوط رژیم شاهنشاهی در اولین پیام خود به ملت شریف ایران فرمودند: من به این پیروزی که برای ملت ایران پیدا شده است تبریک می‌گویم، یک شاهنشاهی ظالم دو هزار و پانصد ساله را شما ملت ایران با مشت و با همتی بزرگ و ایمانی راسخ سرنگون کردید و توجه به پشتیبانی‌هایی که از او می‌شد نکردید.[2]

3- ارتقای مشارکت سیاسی و آگاهی‌های مردم:

برگزاری انتخابات در جوامع انقلابی آن هم در اولین ماه‌های بعد از انقلاب امری دور از انتظار است، چرا که با وجود توطئه‌های جهانی، ممکن است انتخابات آزاد باعث روی کار آمدن ضد انقلاب یا حداقل به دست گرفتن چند کرسی در مجلس شود. همچنین عدم برگزاری انتخابات نیز بهانه‌ای برای کوبیدن این جوامع از طرف مجامع استعماری می‌شود. امام خمینی (ره) با آگاهی‌های فراوانی که به مردم می‌دادند و با اعتمادی که به مردم داشتند، حاکمیت بر سرنوشت مردم را به خودشان سپردند که از جمله آنها انتخابات نظام جمهوری اسلامی، انتخابات قانون اساسی، انتخابات خبرگان، ریاست جمهوری و نمایندگان مجلس را که در همان سال اول انقلاب برگزار شد می‌توان نام برد. این کار غیر مترقبه فقط به جهت حضور آگاهانه مردم در صحنه‌های متعدد انقلاب بوده است. امام خمینی (ره) با اشاره به این دستاورد عظیم فرمودند: نقطه روشنی که در این اواخر عمر برای من امید بخش است همین آگاهی و بیداری نسل جوان و نهضت روشنفکران است که با سرعت در حال رشد است.[3]

4- کسب استقلال و آزادی:

علت اصلی عقب ماندگی و بدبختی مردم مسلمان جهان در سرسپردگی و وابستگی حکومت‌های آنها به استکبار می‌باشد و راه رهایی از این بدبختی کسب استقلال می‌باشد.

همان طوری که درباره هر فرد مسأله استقلال و عدم استقلال مطرح است درباره جامعه نیز چنین مسأله‌ای در سطحی بسیار بالاتر مطرح است. با یک نگاه سطحی به نقشه سیاسی جهان مشاهده می‌شود که بعضی از کشورها فرمانده هستند و بعضی فرمانبر. در کشور ما نیز قبل از انقلاب این وضع حاکم بود. غرب و به خصوص آمریکا با تاراج منابع اقتصادی ما به شکل‌های گوناگون کشور ما را به صورت مستعمره درآورده بود به طوری که در هیچ موردی ما به خود متکی نبودیم، ولی این ملت تصمیم گرفت با همتی مردانه قید و بندهای بندگی را پاره کند و استقلال سیاسی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و فکری خودش را به دست آورد و خودش برای خودش فکر کند و تصمصم بگیرد[4]

ب- سیاست خارجی

 

1- اصل نه شرقی و نه غربی:

از اصول مسلم و خدشه ناپذیر حاکم بر سیاست خارجی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز به آن تصریح شده، اصل «نه شرقی و نه غربی» است. زمانی که جهان به دو بلوک شرق و غرب تقسیم شده بود و شاه نیز به عنوان یکی از مهره‌های اصلی آمریکا درخاورمیانه، سیاست‌های تجاوزگرانه غرب و به خصوص آمریکا را پیاده می‌کرد، بقیه کشورهای مسلمان و جهان سوم نیز چاره‌ای نمی‌دیدند جز اینکه تحت سیطره یکی از دو قطب حاکم آن زمان قرار بگیرند. انقلاب اسلامی در چنین شرایط حساسی با شعار نه شرقی و نه غربی نظام سلطه در جهان را در هم شکست و در مقابل دشمنان چون کوهی استوار ایستاد و استقلال خود را حفظ کرد. امام راحل درباره این سیاست می‌فرمایند: «ما نه تحت حمایت آمریکا و نه تحت حمایت شوروی و نه تحت حمایت هیچ قدرتی نیستیم... آن چیزی که شما می‌خواستید جمهوری اسلامی بود. آن چیزی را که شما می‌خواستید نه شرقی و نه غربی بود و این حاصل است، این را حفظش کنید.»[5]

2- تحقیر آمریکا:

جنایات و ستمگری‌های آمریکا نسبت به مردم ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب آن قدر زیاد هست که امام خمینی (ره) از آمریکا به عنوان شیطان بزرگ یاد می‌کردند. به همین جهت مبارزه با این غول استعمارگر همواره یکی از اصول عمده سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در طول مبارزات ملت قهرمان ایران بوده است.

در طول نیم قرن گذشته هیچ حادثه‌ای به اندازه انقلاب اسلامی نتوانسته به حیثیت بین‌المللی آمریکا ضربه وارد کند. سقوط رژیم شاهنشاهی – که به عنوان مدافع و حافظ منافع آمریکا در منطقه عمل می‌کرد – اخراج ده‌ها هزار کارشناس و مستشار آمریکایی از ایران، خروج از «پیمان سنتو» که برای حفظ منافع آمریکا تشکیل شده بود، اشغال لانه جاسوسی و دستگیری دیپلمات‌های جاسوس و ده‌ها نمونه دیگر از جمله موارد تحقیر آمریکاست. نامشروع اعلام کردن اسرائیل و به رسمیت نشناختن مذاکرات صلح خاورمیانه و اعلام مبارزه تا سرنگونی این رژیم غاصب که از حمایت‌های همه جانبه غرب و به خصوص آمریکا برخوردار است از دیگر محورهای اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی به شمار می‌رود. تا جایی که حتی ورزشکاران ایرانی نیز حاضر به مصاف با ورزشکاران رژیم صهیونیستی در میدان‌های ورزشی نیستند. مقابله علنی و آشکار آمریکا علیه انقلاب اسلامی ایران نتیجه این ضربات پیاپی است که به حیثیت بین المللی آمریکا وارد شده است.

3. حمایت از آزادیخواهان:

یکی دیگر از دستاوردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی، چرخش به سوی جهان عدم تعهد و حمایت از نهضت‌های آزادی بخش است.

2- دستاوردهای فرهنگی انقلاب اسلامی

الف- نفی مظاهر فرهنگی غرب و مقابله با تهاجم فرهنگی

استعمار نو شگردهای خود را برای غارت اموال و منابع کشورهای جهان سوم بر پایه سلطه فرهنگی استوار ساخته است. بیگانه ساختن مسلمانان از فرهنگ اصیل اسلامی از بارزترین توطئه‌های استعمارگران در تثبیت سلطه بر کشورهای اسلامی بوده است.

امام خمینی (ره) با درک عمیق از علل عقب‌ماندگی مسلمانان آنها را چنین مورد خطاب قرار می‌دهد: «چنان غرب در نظر یک قشری از این ملت جلوه کرده است که گمام می‌کنیم غیر از غرب، دیگر هیچ چیز نیست این وابستگی فکری، عقلی و مغزی غربی منشأ اکثر بدبختی‌های ملت‌ها و ملت ما نیز هست.»[6]

پس از انقلاب اسلامی، احیای فرهنگ اسلامی و ارزش‌های آن مورد توجه قرار گرفت و علاوه بر مراکز آموزشی کشور رسانه‌های گروهی اعم از صدا و سیما، روزنامه ها، مجلات و حتی سینما، تئاتر و سایر وسایل هنری فرهنگی در جهت رشد فرهنگ جامعه اسلامی به کار گرفته شدند.

یکی از مظاهر بارز مقابله با تهاجم فرهنگی غرب، تلاش در جهت تحقق عدالت اجتماعی در ایران بود. شرکت‌های چند ملیتی با غارت منابع داخلی ما (اعم از نیروی کار، مواد اولیه ارزان و...) فقر و تنگدستی را بر سراسر کشور ما گسترده بودند. در داخل کشور نیز مرفهین بی درد و وابسته به نظام طاغوت، سرمایه‌های کشور را در دست داشتند. در این کشور حاکمیت سرمایه و سرمایه داری برقرار بود. دستاورد انقلاب در این زمینه دگرگون ساختن ملاکهای برتری اجتماعی از بعد اقتصادی به تقوا بود. حضرت امام خمینی (ره) بارها با ذکر رنج‌های بیشماری که بر اقشار محروم اجتماع رفته اصرار داشتند که بزرگترین افتخار در نظام اسلامی خدمت به محرومین است.

یکی دیگر از دستاوردهای فرهنگی انقلاب، مشخص شدن جایگاه واقعی زن مسلمان در خانه و اجتماع بود. بر اساس خود باختگی فرهنگی و رواج ارزش‌های غربی در عصر پهلوی، هویت اسلامی زن مسلمان ایرانی مورد تهدید واقع شده بود.

در جامعه به تدریج فرهنگ برهنگی و بی‌عفتی رواج می‌یافت و از فعالیت‌های اجتماعی و مفید زنان کاسته می‌شد.

پس از انقلاب اسلامی جایگاه زن در جامعه اسلامی تبیین شد و همانگونه که زنان در جریان انقلاب فعالیت داشتند پس از انقلاب به جایگاه واقعی که مسئولیت در برابر مصالح اجتماعی و سیاسی جامعه و حضور فعال در صحنه‌های مختلف بود دست یافتند.[7]

ب- عمومی شدن آموزش و ارتقای سطح علمی جامعه

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رغم هیاهوهای زیادی که در تبلیغ رشد فرهنگی کشور و مبارزه با بیسوادی می‌شد درصد بسیار زیادی از مردم ایران حتی در شهرها بیسواد بودند. در نظام جمهوری اسلامی به خصوص پس از پایان جنگ نهضت مدرسه‌سازی و افزودن فضای آموزشی به وسیله دولت رشد شتابنده‌ای یافت به طوری که هر ساله بیش از صدهزار مترمربع به فضای آموزشی کشور اضافه می‌گردد. نهضت سوادآموزی در با سواد کردن میلیون‌ها نفر که از نعمت خوانده و نوشتن محروم بودند موفقیت چشمگیری داشته است. تعداد دانشجویان که قبل از انقلاب 160 هزار نفر بودند، اکنون به بالای یک میلیون نفر رسیده است که این آمار، نشان از رشد فرهنگی مردم و آموزش نیروهای متخصص و مورد نیاز کشور دارد.

در راستای همین رشد فرهنگی، قدرت ابتکار و خلاقیت اقشار ملت به ثمر نشسته به طوری که جهان هر ساله شاهد پیروزی‌های نخبگان ایرانی در رشته‌های مختلف در سطوح جهانی است.

3- دستاوردهای اقتصادی انقلاب اسلامی

الف- بازسازی اقتصاد تک محصولی

اقتصاد ایران در رژیم پهلوی نمونه کامل اضمحلال اقتصاد ملی کشورهای جهان سوم در نظام سرمایه داری بین الملل بود کشوری که در اواخر عمر رژیم پهلوی با فروش بی دریغ نفت، تلاش داشت به معیارهای رشد و توسعه غربی دست یابد. در همین راستا، کشاورزی ایران که در گذشته نه چندان دور نیاز مردم را تأمین می‌کرد در سایه واردات محو شد. و در پرتو حاکمیت هزار فامیل، اقتصاد ایران به زایده نظام سرمایه‌داری جهانی تبدیل گشت، ولی انقلاب اسلامی از همان روزهای اول روح برابری و نفی استثمار را در پیکر نیمه‌جان اقتصاد کشور دمید و هر چند جنگ تحمیلی باعث شد که مدتی این برنامه به عقب بیفتد ولی پس از پایان جنگ طی دو برنامه 5 ساله با هماهنگی مردم و دولت سازندگی آغاز گردید. حجم سازندگی در این مدت کوتاه به حدی سریع بوده که اعجاب جهانیان را برانگیخته است. علاوه بر بازسازی خرابی‌های جنگ تحمیلی که یک نمونه کوچک آن از بین رفتن چندین شهر و صدها روستای کشور را شامل می‌شد، طرح‌های بزرگی اجرا شده که از جمله تنها می‌توان از مجتمع فولاد مبارکه، فولاد اهواز، سد ساوه، سد مارون و سد پانزده خرداد و کارخانجات متعدد سیمان، نیروگاههای مختلف برق، راه آهن بافق- بندر عباس و سرخس- مشهد - تجن، پروژه‌های مختلف در امور کشاورزی، صنعتی- پالایشگاهی، نفت و گاز و پتروشیمی و ... نام برد که هر کدام نیاز به توضیح فراوان دارند. راه اندازی این طرح‌ها و همچنین طرح‌هایی که تا پایان برنامه چهارم توسعه به بهره‌برداری می‌رسد تا حد زیادی چهره مملکت ما را دگرگون می‌کند. به ثمر رسیدن این طرح‌ها باعث می‌گردد کشور ما از اقتصاد تک محصولی نجات یافته، صادرات غیر نفتی افزایش یابد و ثروت کشور در مسیر عدالت اجتماعی و توزیع عادلانه قرار گیرد.

ب. محرومیت زدایی گسترده

از جمله تبعات سیاست مصرف‌گرایی حکومت پهلوی، تمرکز و توجه ویژه به کلانشهرها و بی‌توجهی به شهرستان‌ها و روستاها بود. نتیجۀ این عملکردها، محرومیت گسترده و وحشتناک مردم در مناطق محروم، موج عظیم مهاجرت به تهران و ایجاد مناطق حاشیه‌ای و زاغه‌ای بود. تأسیس جهاد سازندگی در اولین سال پیروزی انقلاب و آبرسانی، برق‌رسانی و عرضۀ خدمات رفاهی به روستاها، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی بود؛ دستاوردی که اینک نیز در دولت نهم از مهم‌ترین سیاست‌های اجرایی است. 

4- دستاوردهای نظامی انقلاب اسلامی

الف- دفاع قهرمانانه در مقابل حملات رژیم بعث 

پس از پیروزی انقلاب اسلامی استکبار جهانی و ایادی داخلی آن برای ساقط نمودن جمهوری اسلامی توطئه‌های فراوانی را به اجرا درآوردند که همه این توطئه‌ها به شکست انجامید. از جمله این توطئه‌ها  می‌توان از هجوم گسترده نظامی رژیم بعث عراق نام برد که با دفاع قهرمانانه نیروهای مسلح و مردم، نقش بر آب شد و متجاوزان با خفت و خواری بیرون رانده شدند. به رغم برتری فوق العاده نیروهای مسلح ما اعم از ارتش، سپاه و بسیج از لحاظ فرماندهی، معنویت و روحیه و... نسبت به دشمن متجاوز، ما نتوانستیم به اهداف کامل خود دست یابیم و دلیل آن حمایت مستقیم غرب و شرق و کشورهای منطقه به خصوص آمریکا از رژیم بعث بود. ولی به هر حال در طول تاریخ کشورمان این اولین جنگی بود که بر ما تحمیل شد ولی در پایان آن، متجاوز با همه پشتوانه‌ای که داشت نتوانست به ذره ای از اهدافش دست یابد. ضمن اینکه در پایان جنگ با اعلام دبیرکل سازمان ملل مبنی بر متجاوز بودم رژیم بعث، پیروزی ایران در سطح جهانی به ثبوت رسید. بهترین تحلیل در مورد دستاورد جنگ تحمیلی، از امام خمینی (ره) است که فرمودند: ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‌ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‌ایم. ما در جنگ پرده از چهره جهانخواران کنار زدیم، ما در جنگ دوستان و دشمنانمان با شناخته‌ایم. ما در جنگ به این نتیجه رسیده‌ایم که باید روی پای خودمان بایستیم. ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم... تنها در جنگ بود که صنایع نظامی ما از رشد آن چنانی برخوردار شد و از همه مهمتر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت.[8]

ب- تشکیل سپاه و بسیج

 

یکی از افتخارات انقلاب اسلامی تشکیل سپاه و بسیج به فرمان امام خمینی (ره) بود. این دو نهاد مقدس از بدو تشکیل درگیر جنگ‌های ناخواسته و تحمیلی از سوی ابرقدرت‌ها و مزدوران داخلی آنها در کردستان، خوزستان، سیستان و بلوچستان... و در نهایت متجاوزین رژیم بعث عراق بودند و توانستند با اهدای خون پاکشان درخت انقلاب را آبیاری کنند و آن را از گزند ضد انقلاب محفوظ بدارند.

در سایه این فداکاری‌ها بود که سپاه و بسیج در قلب امت مسلمان بیش از پیش جای گرفت و مظهری از اخلاص و تعهد و ایثار شد. به طوری که امام خمینی (ره) در دیدارهای مختلف از آنها این چنین یاد می‌کردند: من از سپاه راضی هستم و به هیچ وجه نظرم از شما برنمی‌گردد. اگر سپاه نبود کشور هم نبود... .ای کاش من هم یک پاسدار بودم! بسیج لشکر مخلص خداست من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می‌خورم و از خدا می‌خواهم تا به بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی‌ام. ... بسیج میقات پا برهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن نام و نشان در گمنامی و بی‌نشانی گرفته اند.[9]

ج- خودکفایی نظامی

 

در حال حاضر بیشتر جنگ افزارهایی که در ارتش و سپاه به کار گرفته می شود ساخت کارخانجات داخل است. پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای که در تولید انواع موشک‌ها، توپ‌ها، خمپاره‌اندازها، تهیه قطعات یدکی هلیکوپترها و هواپیماها و سیستم‌های کنترل راداری توسط ارتش، سپاه و وزارت دفاع صورت گرفته نمونه‌های روشنی از خودکفایی نظامی است.

علاوه بر تولید تجهیزات نظامی، کشورمان در حال حاضر از نظر تعمیر و نگهدرای و مدرنیزه کردن سلاح‌های جنگی و آموزش افراز به مرز استقلال دفاعی رسیده به طوری که می‌توان گفت نیروهای مسلح ایران در حال حاضر در ردیف قوی‌ترین ارتش‌های دنیا قرار گرفته است.

5- دستاوردهای علمی انقلاب

روحیۀ خودباوری و اعتماد به نفس ملی که انقلاب اسلامی ایران در مردم ایجاد کرد، عرصه‌های علمی و تکنولوژیک را نیز بی‌رقیب نگذاشت. گذشته از افتخارآفرینی‌های دانش‌پژوهان جوان و نوجوان ایران زمین در مسابقات آکادمیک و المپیادهای علمی، دستاوردهای شگرف زیر را نیز می‌توان در این زمینه فهرست نمود:

الف. دستیابی به فناوری هسته‌ای.

ب. پیشرفت‌های شگرف در دانش استنساخ و شبیه‌سازی.

ج. دستاورهای بزرگ در زمینۀ سلول‌های بنیادین.

د. عدم نیاز شهروندان بیمار برای معالجه به خارج از کشور.

هـ. تلاش برای دستیابی به داروی بیماری‌های صعب‌العلاج نظیر ایدز.

و. ریشه‌کن کردن بیماری‌هایی نظیر فلج اطفال در سراسر کشور.

ز. خودکفایی علمی در تولید تسلیحات نظامی.

6- دستاوردهای جهانی انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی ایران علاوه بر دستاوردها و آثار ارزشمندی که برای ملت ایران داشته است دارای رهاوردهای بسیاری نیز برای هم محرومان و مستضعفان بوده است که به برخی از آنها به صورت گذرا اشاره می‌شود.

1- تجدید حیات اسلام در جهان

 

مقام معظم رهبری یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی را تجدید حیات اسلام در جهان خوانده و فرموده‌اند: علی رغم گذشت بیش از یکصد و پنجاه سال از برنامه ریزی مدرن و همه جانبه علیه اسلام امروز در سراسر دنیا یک حرکت عظیم اسلامی به وجود آمده است که به موجب آن اسلام در آفریقا، آسیا و حتی در قلب اروپا حیات جدیدی را باز یافته و مسلمانان به شخصیت و هویت واقعی خود پی برده‌اند[10]

ابعاد مختلف این تجدید حیات را در ظهور جنبش‌های اسلامی از شرقی‌ترین نقاط آسیا تا آمریکا می‌توان مشاهده کرد. اگر صدها هزار نفر در کنار کاخ سفید شعار «الله اکبر» سر می‌دهند و مرکز شرک و ظلم جهانی را به لرزه در می‌آورند به اعتراف دشمنان انقلاب اسلامی این خودباوری از تأثیرات انقلاب اسلامی ایران است.

از میان جنبش‌های اسلامی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفته‌اند می‌توان از انتفاضف فلسطین، حزب الله لبنان، جبهه نجات اسلامی الجزایر، نهضت مسلمانان مصر، جبهه‌های اسلامی در سودان، کشمیر، بحرین، عراق، ترکیه، آذربایجان و... نام برد که با شعار «الله اکبر» علیه استکبار جهانی به پا خواسته‌اند.

پیام‌های امام خمینی (ره) به مسلمانان به خصوص در موسم حج که خواستار وحدت مسلمانان در برابر استکبار جهانی بود باعث می شد که روح تازه‌ای در کالبد مسلمانان جهان دمیده شود. در یکی از پیام‌ها امام می‌فرماید: هان!  ای مسلمانان جهان و مستضعفان تحت سلطه ستمگران به پا خیزید و دست اتحاد به هم دهید و از اسلام و مقدرات خود دفاع کنید و از هیاهوی قدرتمندان نهراسید هک این قرن، به خواست خداوند قادر قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران و حق بر باطل است.[11]

به دنبال این پیام‌های وحدت‌بخش بود که بازگشت به تفکر دینی به خصوص دین اسلام آغاز شد. به عنوان نمونه چهل درصد از جمعیت پنج میلیونی مسلمانان آمریکا به تازگی به اسلام گرویده‌اند و اگر این روند ادامه یابد تا پایان قرن حاضر اسلام به عنوان دومین دین عمده در آمریکا تبدیل خواهد شد.[12]

گرایش شدید به دین یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی در خارج ایران است. پس از انقلاب اسلامی صدها کتاب در مورد نقش مذهب در اجتماع و سیاست به بازارهای جهان آمده و بسیاری از دانشگاههای جهان به تحقیق درباره مذهب پرداخته در حالی که قبل از آن دین را افیون توده می‌دانستند.

2- پیش بینی فروپاشی شوروی سابق

پیش بینی فروپاشی شوروی سابق را نیز باید از دستاوردهای انقلاب اسلامی شمرد. در حالی که هیچ یک از تحلیل گران سیاسی دنیا فروپاشی این قدرت بزرگ را پیش‌بینی نمی‌کردند. امام خمینی (ره) با شناختی که از قدرت اسلام داشتند این پیش بینی دقیق را نمودند و در پیامی به رهبر شوروی سابق اعلام کردند و صدای شکستن استخوان‌های کمونیسم به گوش می‌رسد و از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان بررسی کرد.[13]

صدور فرمان حضرت امام (ره) درباره سلمان رشدی مرتد به خاطر توهین به مقدسات اسلام یکی دیگر از دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران است. این اقدام شجاعانه باعث تحقیر شدید دنیای غرب و عزت و سربلندی برای اسلام شد و رهبری انقلاب ثابت کردند که هرجا به مقدسات مسلمانان توهین شود با همه توان و علیرغم اصول جاری حاکم بر روابط بین الملل در مقابل آن با تمام توان خواهند ایستاد.

دستاوردهای دیگری مانند گرایش زنان مسلمان به حجاب، بازگشت به خویشتن در بین مسلمانان، تلاش غرب برای شناخت اسلام و تشیع و... نیز از جمله دستاوردهای انقلاب در خارج از کشور است.

3- احیای هویت شیعه

وضعیت پیروان و مذهب اهل‌بیت(ع) در جهان، پیش و پس از انقلاب اسلامی قابل مقایسه نیست. این تفاوت فاحش در تمامی زمینه‌ها به چشم می‌خورد؛ چه به لحاظ آمار و ارقام، چه به لحاظ افتخار هویت شیعی و چه از جهت پایبندی به اصول و احکام شیعی.

با دقت در سرگذشت و انگیزه‌های کسانی که در سه دهۀ اخیر به مکتب اهل‌بیت(ع) گرویده‌اند درمی‌یابیم که اکثر قریب به اتفاق آنان تحت تأثیر انقلاب اسلامی و بویژه شخصیت امام خمینی(ره) بوده‌اند. گذشته از مستبصران، انقلاب اسلامی باعث شد که شیعیان جهان – از تمامی فرقه‌ها – هویت شیعی خود را باز یافته و به آن اعتزاز کنند. آنچه باعث شده است کشورهایی که تا حال،‌خود را نسبت به وجود مذهب تشیع و پیروان آن بی‌اعتنا نشان داده یا تجاهل می‌کردند، اکنون برای این گروه حسابی جداگانه باز کنند، بی‌شک انقلاب اسلامی مردم ایران و خون صدها هزار شهیدی است که برای آبیاری این «زیتونه مبارکه» و در راه خدا اهدا گردید.

وسلام علیهم یوم ولدوا و یوم استشهدوا و یوم یبعثون

 


[1] . انقلاب و ریشه‌ها، حبیب الله طاهری، ص 245-259.

[2] . صحیفه نور، ج5، ص 75.

[3] . صحیفه نور، ج1، ص 220.

[4] . پیرامون انقلاب اسلامی، شهید مطهری، ص 159-160.

[5] . صحیفه نور، ج17، ص62-63.

[6] . جمهوری اسلامی، 13/10/58.

[7] . رسالت، 13/10/71.

[8] . صحیفه نور، ج21، ص 94.

[9] . صحیفه نور، ج21، ص 52.

[10] . کیهان، 22/9/1369.

[11] . صحیفه نور، ج21، ص 67.

[12] . روزناه سلام، 28/3/1370.

[13] . صحیفه نور، ج21، ص 67.     

 

تهیه و تنظیم : رضا آقازاده کلیبر


comment نظرات ()
امام خمینی ازولادت تارحلت
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۱:٢٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٦

بسمه تعالی

امام خمینی از ولادت تا رحلت
 در روز بیستم جمادی الثانی 1320 هجری قمری مطابق با 30 شهریور 1281 هجری شمسی (21 سپتامبر 1902 میلادی) در شهرستان خمین   از توابع استان مرکزی ایران در خانواده ای اهل علم و هجرت و جهاد و در خاندانی از سلاله زهرای اطهر سلام الله علیها، روح الله الموسوی الخمینی پای بر خاکدان طبیعت نهاد.
او وارث سجایای آبا و اجدادی بود که نسل در نسل در کار هدایت  مردم وکسب معارف الهی کوشیده اند. پدر بزرگوار امام خمینی  مرحوم آیت الله سید مصطفی موسوی از معاصرین مرحوم آیت الله  العظمی میرزای شیرازی(رض)، پس از آنکه سالیانی چند در نجف  اشرف علوم و معارف اسلامی را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نایل  آمده بود به ایران بازگشت و در خمین ملجا» مردم و هادی آنان  در امور دینی بود. در حالیکه بیش از 5 ماه از ولادت روح الله  نمی گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت وقت ندای حق طلبی پدر را که در برابر زورگوئی هایشان به مقاومت بر خاسته بود، با گلوله پاسخ گفتند و در مسیر خمین به اراک وی را به شهادت رساندند. بستگان شهید برای اجرای حکم الهی قصاص به تهران (دار الحکومه وقت) رهسپار شدند و بر اجرای عدالت اصرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید.
بدین ترتیب امام خمینی از اوان کودکی با رنج یتیمی آشنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وی دوران کودکی و نوجوانی را تحت  سرپرستی مادر مومنه اش (بانو هاجر) که خود از خاندان علم و تقوا و از نوادگان مرحوم آیت الله خوانساری (صاحب زبده  التصانیف) بوده است. همچنین نزد عمه مکرمه اش (صاحبه خانم) که بانویی شجاع و حقجو بود سپری کرد اما در سن 15 سالگی از  نعمت وجود آن دو عزیز نیز محروم گردید.

هجرت به قم، تحصیل دروس تکمیلی و تدریس علوم اسلامی

 اندکی پس از هجرت آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی - رحمه الله علیه -  (نوروز 1300 هجری شمسی، مطابق با رجب المرجب 1340 هجری قمری) امام خمینی نیز رهسپار حوزه  علمیه قم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلی علوم حوزوی را نزد اساتید حوزه قم طی کرد. که می توان از فرا گرفتن تتمه  مباحث کتاب مطول (در علم معانی و بیان) نزد مرحوم آقا میرزا محمد علی ادیب تهرانی و تکمیل دروس سطح نزد مرحوم آیت الله  سید محمد تقی خوانساری، و بیشتر نزد مرحوم آیت الله سیدعلی  یثربی کاشانی و دروس فقه و اصول نزد زعیم حوزه قم آیت الله  العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی - رضوان الله علیهم نام  برد.
پس از رحلت آیت الله العظمی حایری یزدی تلاش امام خمینی به همراه جمعی دیگر از مجتهدین حوزه علمیه قم به نتیجه رسید و آیت الله العظمی به عنوان زعیم حوزه علمیه عازم قم  گردید. در این زمان، امام خمینی به عنوان یکی از مدرسین و مجتهدین صاحب رای در فقه و اصول و فلسفه و عرفان و اخلاق  شناخته می شد.
حضرت امام طی سالهای طولانی در حوزه علمیه قم به  تدریس چندین دوره فقه، اصول، فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامی در فیضیه، مسجد اعظم، مسجد  محمدیه، مدرسه حاج ملاصادق، مسجد سلماسی، و... همت گماشت و در حوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال  در مسجد شیخ اعظم انصاری (ره) معارف اهل بیت و فقه را در عالیترین سطوح تدریس نمود و در نجف بود که برای نخستین بار - مبانی نظری حکومت اسلامی را در سلسله درس های ولایت فقیه بازگو نمود.

امام خمینی درسنگر مبارزه و قیام

روحیه مبارزه و جهاد در راه خدا ریشه در بینش اعتقادی و تربیت و محیط خانوادگی و شرایط سیاسی و اجتماعی طول دوران زندگی آن حضرت داشته است.
مبارزات ایشان از آغاز نوجوانی آغاز و سیر تکاملی آن به موازات تکامل ابعاد روحی و علمی ایشان از یکسو و اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی ایران و جوامع اسلامی از سوی دیگر در اشکال مختلف ادامه یافته است و در سال 1340 و 41 ماجرای انجمن های ایالتی و ولایتی فرصتی پدید آورد تا ایشان در رهبریت قیام و روحانیت ایفای نقش کند و بدین ترتیب قیام سراسری روحانیت و ملت ایران در 15 خرداد سال 1342 با دو ویژگی برجسته یعنی رهبری واحد امام خمینی و اسلامی بودن انگیزه ها، و شعارها و هدف های قیام، سرآغازی شد بر فصل نوین مبارزات ملت ایران که بعد ها تحت نام انقلاب اسلامی در جهان شناخته و معرفی شد امام خمینی خاطره خویش از جنگ بین الملل اول را در حالیکه نوجوانی 12 ساله بوده چنین یاد می کند: من هر دو جنگ بین المللی را یادم هست... من کوچک بودم لکن مدرسه می رفتم و سربازهای شوروی را در همان مرکزی که ما داشتیم در خمین، من آنجا آنها را می دیدم و ما مورد تاخت و تاز واقع می شدیم در جنگ بین الملل اول.
حضرت امام در جایی دیگر با یاد آوری اسامی برخی از خوانین و اشرار ستمگر که در پناه حکومت مرکزی به غارت اموال و نوامیس مردم می پرداختند می فرماید: من از بچگی در جنگ بودم... ما مورد زلقی ها بودیم، مورد هجوم رجبعلیها بودیم و خودمان تفنگ داشتیم و من در عین حالی که تقریبا شاید اوایل بلوغم بود، بچه بودم، دور این سنگرهایی که بسته بودند در محل ما و اینها می خواستند هجوم کنند و غارت کنند، آنجا می رفتیم سنگرها را سرکشی می کردیم کودتای رضا خان در سوم اسفند 1299 شمسی که بنابر گواهی اسناد و مدارک تاریخی و غیر قابل خدشه به وسیله انگلیس ها حمایت و سازماندهی شده بود هر چند که به سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حدودی حکومت ملوک الطوایفی خوانین و اشرار پارکنده را محدود ساخت اما در عوض آنچنان دیکتاتوری پدید آورد که در سایه آن هزار فامیل بر سرنوشت ملت مظلوم ایران حاکم شدند ودودمان پهلوی به تنهایی عهده دار نقش سابق خوانین و اشرار گردید.
در چنین شرایطی روحانیت ایران که پس از وقایع نهضت مشروطیت در تنگنای هجوم بی وقفه دولت های وقت و عمال انگلیسی از یکسو و دشمنی های غرب باختگان روشنفکر مآب از سوی دیگر قرار داشت برای دفاع از اسلام و حفظ موجودیت خویش به تکاپو افتاد.
آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری به دعوت علمای وقت قم از اراک به این شهر هجرت کرد و اندکی پس از آن امام خمینی که با بهره گیری از استعداد فوق العاده خویش دروس مقدماتی و سطوح حوزه علمیه را در خمین و اراک با سرعت طی کرده بود به قم هجرت کرد و عملا در تحکیم موقعیت حوزه نو تاسیس قم مشارکتی فعال داشت.
زمان چندانی نگذشت که آن حضرت در اعداد فضلای برجسته این حوزه در عرفان و فلسفه و فقه و اصول شناخته شد.
پس از رحلت آیت الله العظمی حایری (10 بهمن 1315 ه-ش) حوزه علمیه قم را خطر انحلال تهدید می کرد. علمای متعهد به چاره جویی برخاستند. مدت هشت سال سرپرستی حوزه علمیه قم را آیات عظام: سیدمحمد حجت، سید صدر الدین صدر و سید محمد تقی خوانساری - رضوان الله علیهم - برعهده گرفتند. در این فاصله و به خصوص پس از سقوط رضاخان، شرایط برای تحقق مرجعیت عظمی فراهم گردید. آیت الله العظمی بروجردی شخصیت علمی برجسته ای  بود که می توانست جانشین مناسبی برای مرحوم حایری و حفظ کیان حوزه باشد. این پیشنهاد از سوی شاگردان آیت الله حایری و از جمله امام خمینی به سرعت تعقیب شد. شخص امام در دعوت از آیت الله بروجردی برای هجرت به قم و پذیرش مسوولیت خطیر زعامت حوزه مجدانه تلاش کرد.
امام خمینی که با دقت شرایط سیاسی جامعه و وضعیت حوزه ها را زیر نظر داشت و اطلاعات خویش را از طریق مطالعه مستمر کتب تاریخ معاصر و مجلات و روزنامه های وقت و رفت و آمد به تهران و درک محضر بزرگانی همچون آیت الله مدرس تکمیل می کرد دریافته بود که تنها نقطه امید به رهایی و نجات از شرایط ذلت باری که پس از شکست مشروطیت و به خصوص پس از روی کار آوردن رضا خان پدید آمده است، بیداری حوزه های علمیه و پیش از آن تضمین حیات حوزه ها و ارتباط معنوی مردم با روحانیت می باشد.
امام خمینی در تعقیب هدفهای ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حوزه علمیه را با همکاری آیت الله مرتضی حایری تهیه کرد و به آیت الله بروجردی (ره) پیشنهاد داد. این طرح از سوی شاگردان امام و طلاب روشن ضمیر حوزه مورد استقبال و حمایت قرار گرفت.
اما رژیم در محاسباتش اشتباه کرده بود. لایحه انجمن  های ایالتی و ولایتی که به موجب آن شرط مسلمان بودن، سوگند به قرآن کریم و مرد بودن انتخاب کنندگان و کاندیداها تغییر می یافت در 16 مهر 1341 ه - ش به تصویب کابینه امیر اسد الله علم رسید. آزادی انتخابات زنان پوششی برای مخفی نگه داشتن هدف  های دیگر بود.
حذف و تغییر دو شرط نخست دقیقا به منظور قانونی کردن حضور عناصر بهایی در مصادر کشور انتخاب شده بود. چنان که قبلا نیز اشاره شد پشتیبانی شاه از رژیم صهیونیستی در توسعه مناسبات ایران و اسرائیل شرط حمایت های آمریکا از شاه بود. نفوذ پیروان مسلک استعماری بهائیت در قوای سه گانه ایران این شرط را تحقق می بخشید.
امام خمینی به همراه علمای بزرگ قم و تهران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مزبور پس از تبادل نظر دست به اعتراضات همه جانبه زدند.
نقش حضرت امام در روشن ساختن اهداف واقعی رژیم شاه و گوشزد کردن رسالت خطیر علما و حوزه های علمیه در این شرایط بسیار موثر وکارساز بود. تلگراف ها و نامه های سرگشاده اعتراضآمیز علما به شاه و اسد الله علم موجی از حمایت را در اقشار مختلف مردم برانگیخت. لحن تلگراف  های امام خمینی به شاه و نخست وزیر تند و هشدار دهنده بود. در یکی از این تلگراف ها آمده بود :
اینجانب مجددا به شما نصیحت می کنم که به اطاعت خداوند متعال و قانون اساسی گردن نهید واز عواقب وخیمه تخلف از قرآن و احکام علمای ملت و زعمای مسلمین و تخلف از قانون اساسی بترسید وعمدا و بدون موجب مملکت را به خطر نیندازید و الا علمای اسلام درباره شما از اظهار عقیده خودداری نخواهند کرد.
بدین ترتیب ماجرای انجمن های ایالتی و ولایتی تجربه ای پیروز و گرانقدر برای ملت ایران به ویژه از آن جهت بود که طی آن ویژگی های شخصیتی را شناختند که از هر جهت برای رهبری امت اسلام شایسته بود.
با وجود شکست شاه در ماجرای انجمن ها، فشار آمریکا برای انجام اصلاحات مورد نظر ادامه یافت. شاه در دیماه 1341 هجری شمسی اصول شش گانه اصلاحات خویش را بر شمرد و خواستار رفراندوم شد. امام خمینی بار دیگر مراجع و علمای قم را به نشست و چاره جویی دوباره فراخواند.
با پیشنهاد امام خمینی عید باستانی نوروز سال 1342 در اعتراض به اقدامات رژیم تحریم شد. در اعلامیه حضرت امام از انقلاب سفید شاه به انقلاب سیاه تعبیر و همسویی شاه با اهداف آمریکا و اسرائیل افشا شده بود.
از سوی دیگر، شاه در مورد آمادگی جامعه ایران برای انجام اصلاحات آمریکا به مقامات واشنگتن اطمینان داده بود و نام اصلاحات را انقلاب سفید نهاده بود. مخالفت علما برای وی بسیار گران  می آمد.
امام خمینی در اجتماع مردم، بی پروا از شخص شاه به عنوان عامل اصلی جنایات و همپیمان با اسرائیل یاد می کرد و مردم را به قیام فرا می خواند.
او در سخنرانی خود در روز دوازده فروردین 1342 شدیدا از سکوت علمای قم و نجف و دیگر بلاد اسلامی در مقابل جنایات تازه رژیم انتقاد کرد و فرمود: امروز سکوت همراهی با دستگاه جبار است حضرت امام روز بعد (13 فروردین 42) اعلامیه معروف خود را تحت عنوان شاه دوستی یعنی غارتگری منتشر ساخت.
راز تاثیر شگفت پیام امام و کلام امام در روان مخاطبینش که تا مرز جانبازی پیش می رفت را باید در همین اصالت اندیشه، صلابت رای و صداقت بی شائبهاش با مردم جستجو کرد.
سال 1342 با تحریم مراسم عید نوروز آغاز و با خون مظلومین فیضیه خونرنگ شد. شاه بر انجام اصلاحات مورد نظر آمریکا اصرار میورزید و امام خمینی بر آگاه کردن مردم و قیام آنان در برابر دخالت های آمریکا و خیانت های شاه پافشاری داشت. در چهارده فروردین 1342 آیت الله العظمی حکیم از نجف طی تلگراف هایی به علما و مراجع ایران خواستار آن شد که همگی به طور دسته جمعی به نجف هجرت کنند. این پیشنهاد برای حفظ جان علما و کیان حوزه ها مطرح شده بود.
حضرت امام بدون اعتنا به این تهدیدها، پاسخ تلگراف آیت الله العظمی حکیم را ارسال نموده و در آن تاکید کرده بود که هجرت دسته جمعی علما و خالی کردن حوزه علمیه قم به مصلحت نیست.
امام خمینی در پیامی (به تاریخ 1342/2/12) به مناسبت چهلم فاجعه فیضیه بر همراهی علما و ملت ایران در رویارویی سران ممالک اسلامی و دول عربی با اسرائیل غاصب تاکید ورزید و پیمان های شاه و اسرائیل را محکوم کرد.

قیام 15 خرداد

ماه محرم 1342 که مصادف با خرداد بود فرا رسید. امام خمینی از این فرصت نهایت استفاده را در تحریک مردم به قیام علیه رژیم مستبد شاه به عمل آورد.
امام خمینی در عصر عاشورای سال 1383 هجری قمی (13 خرداد 1342شمسی) در مدرسه فیضیه نطق تاریخی خویش را که آغازی بر قیام 15 خرداد بود ایراد کرد.
در همین سخنرانی بود که امام خمینی با صدای بلند خطاب به شاه فرمود: آقا من به شما نصیحت می کنم، ای آقای شاه! ای  جناب شاه! من به تو نصیحت می کنم دست بردار از این کارها، آقا اغفال می کنند تو را. من میل ندارم که یک روز اگر بخواهند تو بروی، همه شکر کنند... اگر دیکته می دهند دستت و می گویند بخوان، در اطرافش فکر کن.... نصیحت مرا بشنو... ربط ما بین شاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت می گوید از اسرائیل حرف نزنید... مگر شاه اسرائیلی است؟ شاه فرمان خاموش کردن قیام را صادر کرد. نخست جمع زیادی از یاران امام خمینی در شامگاه 14 خرداد دستگیر و ساعت سه نیمه شب (سحرگاه پانزده خرداد 42) صدها کماندوی اعزامی از مرکز، منزل حضرت امام را محاصره کردند و ایشان را در حالی که مشغول نماز شب بود دستگیر و سراسیمه به تهران برده و در بازداشتگاه باشگاه افسران زندانی کردند و غروب آنروز به زندان قصر منتقل نمودند. صبحگاه پانزده خرداد خبر دستگیری رهبر انقلاب به تهران، مشهد، شیراز ودیگر شهرها رسید و وضعیتی مشابه قم پدید آورد.
نزدیکترین ندیم همیشگی شاه، تیمسار حسین فردوست در خاطراتش از بکارگیری تجربیات و همکاری زبده ترین مامورین سیاسی و امنیتی آمریکا برای سرکوب قیام و همچنین از سراسیمگی شاه و دربار وامرای ارتش وساواک در این ساعات پرده برداشته و توضیح داده است که چگونه شاه و ژنرال هایش دیوانه وار فرمان سرکوب صادر می کردند.
امام خمینی، پس از 19 روز حبس در زندان قصر به زندانی در پادگان نظامی عشرت آباد منتقل شد.
با دستگیری رهبر نهضت و کشتار وحشیانه مردم در روز 15 خرداد 42، قیام ظاهرا سرکوب شد. امام خمینی در حبس از پاسخ گفتن به سوالات بازجویان، با شهامت و اعلام اینکه هیات حاکمه در ایران و قوه قضائیه آنرا غیر قانونی وفاقد صلاحیت می داند، اجتناب ورزید. در شامگاه 18 فروردین سال 1343 بدون اطلاع قبلی، امام خمینی آزاد و به قم منتقل می شود. به محض اطلاع مردم، شادمانی سراسر شهر را فرا می گیرد وجشن های باشکوهی در مدرسه فیضیه و شهر به مدت چند روز بر پا می شود. اولین سالگرد قیام 15خرداد در سال 1343 با صدور بیانیه مشترک امام خمینی و دیگر مراجع تقلید و بیانیه های جداگانه حوزه های علمیه گرامی داشته شد و به عنوان روز عزای عمومی معرفی شد.
امام خمینی در همین روز (4آبان 1343) بیانیه ای  انقلابی صادر کرد و درآن نوشتند: دنیا بداند که هر گرفتاری که ملت ایران و ملل مسلمین دارند از اجانب است، از آمریکاست، ملل اسلام از اجانب عموما و از آمریکا خصوصا متنفر است... آمریکاست که از اسرائیل و هواداران آن پشتیبانی می کند. آمریکاست که به اسرائیل قدرت می دهد که اعراب مسلم را آواره کند. افشاگری امام علیه تصویب لایحه کاپیتولاسیون، ایران را در آبان سال 43 در آستانه قیامی دوباره قرار داد.
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره کماندوهای مسلح اعزامی از تهران، منزل امام خمینی در قم را محاصره کردند. شگفت آنکه وقت باز داشت، همانند سال قبل مصادف با نیایش شبانه امام خمینی بود.حضرت امام بازداشت و به همراه نیروهای امنیتی مستقیما به فرودگاه مهرآباد تهران اعزام و با یک فروند هواپیمای نظامی که از قبل آماده شده بود، تحت الحفظ مامورین امنیتی و نظامی به آنکارا پرواز کرد. عصر آن روز ساواک خبر تبعید امام را به اتهام اقدام علیه امنیت کشور! در روزنامه ها منتشر ساخت.
علیرغم فضای خفقان موجی از اعتراضها به صورت تظاهرات در بازار تهران، تعطیلی طولانی مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامه ها به سازمان های بین المللی و مراجع تقلید جلوه گر شد.
اقامت امام در ترکیه یازده ماه به درازا کشید در این مدت رژیم شاه با شدت عمل بی سابقه آثار  بقایای مقاومت را در ایران در هم شکست و در غیاب امام خمینی به سرعت دست به اصلاحات آمریکا پسند زد. اقامت اجباری در ترکیه فرصتی مغتنم برای امام بود تا تدوین کتاب بزرگ تحریرالوسیله را آغاز کند.

تبعید امام خمینی

از ترکیه به عراق

روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به همراه فرزندشان آیت الله حاج آقا مصطفی از ترکیه به تبعیدگاه دوم، کشور عراق اعزام شدند. امام خمینی پس از ورود به بغداد برای زیارت مرقد ائمه اطهار(ع) به شهرهای کاظمین، سامرا و کربلا شتافت ویک هفته بعد به محل اصلی اقامت خود یعنی نجف عزیمت کرد.
دوران اقامت طولانی و 13 ساله امام خمینی در نجف در شرایطی آغاز شد که هر چند در ظاهر فشارها و محدودیت های مستقیم در حد ایران و ترکیه وجود نداشت اما مخالفت ها و کارشکنی ها و زخم زبانها نه از جبهه دشمن رویارو بلکه از ناحیه روحانی نمایان و دنیا خواهان مخفی شده در لباس دین آنچنان گسترده و آزاردهنده بود که امام با همه صبر و بردباری معروفش بارها از سختی شرایط مبارزه در این سال ها به تلخی تمام یاد کرده است. ولی هیچیک از این مصائب و دشواری ها نتوانست او را از مسیری که آگاهانه انتخاب کرده بود باز دارد.
امام خمینی سلسله درس های خارج فقه خویش را با همه مخالفت ها و کارشکنی های عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شیخ انصاری (ره) نجف آغاز کرد که تا زمان هجرت از عراق به پاریس ادامه داشت. حوزه درسی ایشان به عنوان یکی از برجسته ترین حوزه های درسی نجف از لحاظ کیفیت و کمیت شاگردان شناخته شد.
امام خمینی از بدو ورود به نجف با ارسال نامه ها و پیک هایی به ایران، ارتباط خویش را با مبارزین حفظ نموده و آنان را در هر مناسبتی به پایداری در پیگیری اهداف قیام 15 خرداد فرا می خواند.
امام خمینی در تمام دوران پس از تبعید، علیرغم دشواری های پدید آمده، هیچگاه دست از مبارزه نکشید، وبا سخنرانی ها و پیام های خویش امید به پیروزی را در دل ها زنده نگاه می داشت.
امام خمینی در گفت وگویی با نمانیده سازمان الفتح فلسطین در 19 مهر 1347 دیدگاه های خویش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطین تشریح کرد و در همین مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشی از وجوه شرعی زکات به مجاهدان فلسطینی فتوا داد.
اوایل سال 1348 اختلافات بین رژیم شاه و حزب بعث عراق بر سر مرز آبی دو کشور شدت گرفت. رژیم عراق جمع زیادی از ایرانیان مقیم این کشور را در بدترین شرایط اخراج کرد. حزب بعث بسیار کوشید تا از دشمنی امام خمینی با رژیم ایران در آن شرایط بهره گیرد.
چهار سال تدریس، تلاش و روشنگری امام خمینی توانسته بود تا حدودی فضای حوزه نجف را دگرگون سازد. اینک در سال 1348 علاوه بر مبارزین بی شمار داخل کشور مخاطبین زیادی در عراق، لبنان و دیگر بلاد اسلامی بودند که نهضت امام خمینی را الگوی خویش می دانستند.

امام خمینی و استمرار مبارزه
            (1350 - 1356)

نیمه دوم سال 1350 اختلافات رژیم بعثی عراق و شاه بالا گرفت و به اخراج و آواره شدن بسیاری از ایرانیان مقیم عراق انجامید. امام خمینی طی تلگرافی به رئیس جمهور عراق شدیدا اقدامات این رژیم را محکوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرایط پیش آمده تصمیم به خروج از عراق گرفت اما حکام بغداد با آگاهی از پیامدهای هجرت امام در آن شرایط اجازه خروج ندادند سال 1354 در سالگرد قیام 15 خرداد، مدرسه فیضیه قم بار دیگر شاهد قیام طلاب انقلابی بود. فریادهای درود بر خمینی ومرگ بر سلسله پهلوی به مدت دو روز ادامه داشت پیش از این سازمان های چریکی متلاشی شده و شخصیت های مذهی و سیاسی مبارز گرفتار زندان های رژیم بودند.
شاه در ادامه سیاست های مذهب ستیز خود در اسفند 1354 وقیحانه تاریخ رسمی کشور را از مبدا» هجرت پیامبر اسلام به مبدا» سلطنت شاهان هخامنشی تغییر داد. امام خمینی در واکنشی سخت، فتوا به تحریم استفاده از تاریخ بی پایه شاهنشاهی داد. تحریم استفاده از این مبدا» موهوم تاریخی همانند تحریم حزب رستاخیز از سوی مردم ایران استقبال شد و هر دو مورد افتضاحی برای رژیم شاه شده و رژیم در سال 1357 ناگزیر از عقب نشینی و لغو تاریخ شاهنشاهی شد.

اوج گیری انقلاب اسلامی
در سال 1356 و قیام مردم

امام خمینی که به دقت تحولات جاری جهان و ایران را زیر نظر داشت از فرصت به دست آمده نهایت بهره برداری را کرد. او در مرداد 1356 طی پیامی اعلام کرد: اکنون به واسطه اوضاع داخلی و خارجی و انعکاس جنایات رژیم در مجامع و مطبوعات خارجی فرصتی است که باید مجامع علمی و فرهنگی و رجال وطن خواه و دانشجویان خارج و داخل و انجمن های اسلامی در هر جایی درنگ از آن استفاده کنند و بی پرده بپا خیزند.
شهادت آیت الله حاج آقا مصطفی خمینی در اول آبان 1356 و مراسم پر شکوهی که در ایران برگزار شد نقطه آغازی بر خیزش دوباره حوزه های علمیه و قیام جامعه مذهبی ایران بود. امام خمینی در همان زمان به گونه ای  شگفت این واقعه را از الطاف خفیه الهی نامیده بود. رژیم شاه با درج مقاله ای  توهین آمیز علیه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض به این مقاله، به قیام 19 دی ماه قم در سال 56 منجر شد که طی آن جمعی از طلاب انقلابی به خاک و خون کشیده شدند. شاه علیرغم دست زدن به کشتارهای جمعی نتوانست شعله های افروخته شده را خاموش کند.
او بسیج نطامی و جهاد مسلحانه عمومی را بعنوان تنها راه باقیمانده در شرایط دست زدن آمریکا به کودتای نظامی ارزیابی می کرد.

هجرت امام خمینی
از عراق به پاریس

در دیدار وزرای خارجه ایران و عراق در نیویورک تصمیم به اخراج امام خمینی از عراق گرفته شد. روز دوم مهر 1357 منزل امام در نجف به وسیله قوای بعثی محاصره گردید انعکاس این خبر با خشم گسترده مسلمانان در ایران، عراق و دیگر کشورها مواجه شد.
روز 12 مهر، امام خمینی نجف را به قصد مرز کویت ترک گفت. دولت کویت با اشاره رژیم ایران از ورود امام به این کشور جلوگیری کرد. قبلا صحبت از هجرت امام به لبنان و یا سوریه بود اما ایشان پس از مشورت با فرزندشان (حجت الاسلام حاج سید احمد خمینی) تصمیم به هجرت به پاریس گرفت. در روز 14 مهر ایشان وارد پاریس شدند.
و دو روز بعد در منزل یکی از ایرانیان در نوفل لوشاتو (حومه پاریس) مستقر شدند. مامورین کاخ الیزه نظر رئیس جمهور فرانسه را مبنی بر اجتناب از هرگونه فعالیت سیاسی به امام ابلاغ کردند. ایشان نیز در واکنشی تند تصریح کرده بود که اینگونه محدودیت ها خلاف ادعای دمکراسی است و اگر او ناگزیر شود تا از این فرودگاه به آن فرودگاه و از این کشور به آن کشور برود باز دست از هدف هایش نخواهد کشید.
امام خمینی در دیماه 57 شورای انقلاب را تشکیل داد. شاه نیز پس از تشکیل شورای سلطنت و اخذ رای اعتماد برای کابینه بختیار در روز 26 دیماه از کشور فرار کرد. خبر در شهر تهران و سپس ایران پیچید و مردم در خیابانها به جشن و پایکوبی پرداختند.

بازگشت امام خمینی به ایران
پس از 14 سال تبعید

اوایل بهمن 57 خبر تصمیم امام در بازگشت به کشور منتشر شد. هر کس که می شنید اشک شوق فرو می ریخت. مردم 14 سال انتظار کشیده بودند. اما در عین حال مردم و دوستان امام نگران جان ایشان بودند چرا که هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حکومت نظامی بر قرار بود. اما امام خمینی تصمیم خویش را گرفته و طی پیام هایی به مردم ایران گفته بود می خواهد در این روزهای سرنوشت ساز و خطیر در کنار مردمش باشد. دولت بختیار با هماهنگی ژنرال هایزر فرودگاه های کشور را به روی پروازهای خارجی بست.
دولت بختیار پس از چند روز تاب مقاومت نیاورد و ناگزیر از پذیرفتن خواست ملت شد. سرانجام امام خمینی بامداد 12 بهمن 1357 پس از 14 سال دوری از وطن وارد کشور شد. استقبال بی سابقه مردم ایران چنان عظیم و غیرقابل انکار بود که خبرگزاری های غربی نیز ناگزیر از اعتراف شده و مستقبلین را 4 تا 6 میلیون نفر برآورد کردند.

رحلت امام خمینی
وصال یار، فراق یاران

امام خمینی هدف ها و آرمان ها و هر آنچه را که می بایست ابلاغ کند، گفته بود و در عمل نیز تمام هستیش را برای تحقق همان هدف ها بکار گرفته بود. اینک در آستانه نیمه خرداد سال 1368 خود را آماده ملاقات عزیزی می کرد که تمام عمرش را برای جلب رضای او صرف کرده بود و قامتش جز در برابر او، در مقابل هیچ قدرتی خم نشده، و چشمانش جز برای او گریه نکرده بود. سروده های عارفانه اش همه حاکی از درد فراق و بیان عطش لحظه وصال محبوب بود. و اینک این لحظه شکوهمند برای او، و جانکاه و تحمل ناپذیر برای پیروانش، فرا می رسید. او خود در وصیتنامه اش نوشته است: با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم و به دعای خیر شما احتیاج مبرم دارم و از خدای رحمن و رحیم می خواهم که عذرم را در کوتاهی خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهی ها و قصور و تقصیرها بپذیرند و با قدرت و تصمیم و اراده به پیش بروند.
شگفت آنکه امام خمینی در یکی از غزلیاتش که چند سال قبل از رحلت سروده است: انتظار فرج از نیمه خرداد کشم. سالها می گذرد حادثه ها می آید.
ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهم خرداد ماه سال 1368 لحظه وصال بود. قلبی از کار ایستاد که میلیون ها قلب را به نور خدا و معنویت احیا کرده بود. به وسیله دوربین مخفی ای که توسط دوستان امام در بیمارستان نصب شده بود روزهای بیماری و جریان عمل و لحظه لقای حق ضبط شده است. وقتی که گوشه هایی از حالات معنوی و آرامش امام در این ایام از تلویزیون پخش شد غوغایی در دلها بر افکند که وصف آن جز با بودن در آن فضا ممکن نیست. لبها دائما به ذکر خدا در حرکت بود.
در آخرین شب زندگی و در حالی که چند عمل جراحی سخت و طولانی درسن 87 سالگی تحمل کرده بود و در حالی که چندین سرم به دست های مبارکش وصل بود نافله شب می خواند و قرآن تلاوت می کرد. در ساعات آخر، طمانینه و آرامشی ملکوتی داشت و مرتبا شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اکرم (ص) را زمزمه می کرد و با چنین حالتی بود که روحش به ملکوت اعلی پرواز کرد. وقتی که خبر رحلت امام منتشر شد، گویی زلزله ای عظیم رخ داده است، بغضها ترکید و سرتاسر ایران و همه کانون هایی که در جهان با نام و پیام امام خمینی آشنا بودند یکپارچه گریستند و بر سر و سینه زدند. هیچ قلم و بیانی قادر نیست ابعاد حادثه را و امواج احساسات غیرقابل کنترل مردم را در آن روزها توصیف کند.
مردم ایران و مسلمانان انقلابی، حق داشتند اینچنین ضجه کنند و صحنه هایی پدید آورند که در تاریخ نمونه ای بدین حجم و عظمت برای آن سراغ نداریم. آنان کسی را از دست داده بودند که عزت پایمال شده شان را باز گردانده بود، دست شاهان ستمگر و دست های غارتگران آمریکایی و غربی را از سرزمینشان کوتاه کرده بود، اسلام را احیا کرده بود، مسلمین را عزت بخشیده بود، جمهوری اسلامی را بر پا کرده بود، رو در روی همه قدرت های جهنمی و شیطانی دنیا ایستاده بود و ده سال در برابر صدها توطئه براندازی و طرح کودتا و آشوب و فتنه داخلی و خارجی مقاومت کرده بود و 8 سال دفاعی را فرماندهی کرده بود که در جبهه مقابلش دشمنی قرار داشت که آشکارا از سوی هر دو قدرت بزرگ شرق و غرب حمایت همه جانبه می شد. مردم، رهبر محبوب و مرجع دینی خود و منادی اسلام راستین را از دست داده بودند.
شاید کسانی که قادر به درک و هضم این مفاهیم نیستند، اگر حالات مردم را در فیلم های مراسم تودیع و تشییع و خاکسپاری پیکر مطهر امام خمینی مشاهده کنند و خبر مرگ دهها تن که در مقابل سنگینی این حادثه تاب تحمل نیاورده و قلبشان از کار ایستاده بود را بشنوند و پیکرهایی که یکی پس از دیگری از شدت تاثر بیهوش شده، بر روی دست ها در امواج جمعیت به سوی درمانگاه ها روانه می شدند را در فیلم ها و عکس ها ببینند، در تفسیر این واقعیت ها درمانده شوند.
اما آنان که عشق را می شناسند و تجربه کرده اند، مشکلی نخواهند داشت. حقیقتا مردم ایران عاشق امام خمینی بودند و چه شعار زیبا و گویایی در سالگرد رحلتش انتخاب کرده بودند که:
عشق به خمینی عشق به همه خوبیهاست.
روز چهاردهم 1368، مجلس خبرگان رهبر تشکیل گردید و پس از قرائت وصیت نامه امام خمینی توسط حضرت آیت الله خامنه ای  که دو ساعت و نیم طول کشید، بحث و تبادل نظر برای تعیین جانشینی امام خمینی و رهبر انقلاب اسلامی آغاز شد و پس از چندین ساعت سرانجام حضرت آیت الله خامنه ای (رئیس جمهور وقت) که خود از شاگردان امام خمینی - سلام الله علیه - و از چهره های درخشان انقلاب اسلامی و از یاوران قیام 15 خرداد بود و در تمام دوران نهضت امام در همه فراز و نشیب ها در جمع دیگر یاوران انقلاب جانبازی کرده بود، به اتفاق آرا برای این رسالت خطیر برگزیده شد. سالها بود که غربی ها و عوامل تحت حمایتشان در داخل کشور که از شکست دادن امام مایوس شده بودند وعده زمان مرگ امام را می دادند.
اما هوشمندی ملت ایران و انتخاب سریع و شایسته خبرگان و حمایت فرزندان و پیروان امام همه امیدهای ضد انقلاب را بر باد دادند و نه تنها رحلت امام پایان راه او نبود بلکه در واقع عصر امام خمینی در پهنه ای  وسیع تر از گذشته آغاز شده بود. مگر اندیشه و خوبی و معنویت و حقیقت می میرد؟ روز و شب پانزدهم خرداد 67 میلیونها نفر از مردم تهران و سوگوارانی که از شهرها و روستاها آمده بودند، در محل مصلای بزرگ تهران اجتماع کردند تا برای آخرین بار با پیکر مطهر مردی که با قیامش قامت خمیده ارزش ها و کرامتها را در عصر سیاه ستم استوار کرده و در دنیا نهضتی از خداخواهی و باز گشت به فطرت انسانی آغاز کرده بود، وداع کنند.
هیچ اثری از تشریفات بی روح مرسوم در مراسم رسمی نبود. همه چیز، بسیجی و مردمی وعاشقانه بود. پیکر پاک و سبز پوش امام بر بالای بلندی و در حلقه میلیون ها نفر از جمعیت ماتم زده چون نگینی می درخشید. هرکس به زبان خویش با امامش زمزمه می کرد و اشک می ریخت. سرتاسر اتوبان و راه های منتهی به مصلی مملو از جمیعت سیاه پوش بود.
پرچم های عزا بر در و دیوار شهر آویخته و آوای قرآن از تمام مساجد و مراکز و ادارات و منازل بگوش می رسید. شب که فرا رسید هزاران شمع به یاد مشعلی که امام افروخته است، در بیابان مصلی و تپه های اطراف آن روشن شد. خانواده های داغدار گرداگرد شمعها نشسته و چشمانشان بر بلندای نورانی دوخته شده بود.
فریاد یا حسین بسیجیان که احساس یتیمی می کردند و بر سر و سینه می زدند فضا را عاشورایی کرده بود. باور اینکه دیگر صدای دلنشین امام خمینی را در حسینیه جماران نخواهند شنید، طاقت ها را برده بود. مردم شب را در کنار پیکر امام به صبح رسانیدند. در نخستین ساعت بامداد شانزده خرداد، میلیون ها تن به امامت آیت الله العظمی گلپایگانی(ره) با چشمانی اشکبار برپیکر امام نماز گذاردند.
انبوهی جمعیت و شکوه حماسه حضور مردم در روز ورود امام خمینی به کشور در 12 بهمن 1357 و تکرار گسترده تر این حماسه در مراسم تشییع پیکر امام، از شگفتی های تاریخ است. خبرگزاری های رسمی جهانی جمعیت استقبال کننده را در سال 1357 تا 6 میلیون نفر و جمعیت حاضر در مراسم تشییع را تا 9 میلیون نفر تخمین زدند و این در حالی بود که طی دوران 11 ساله حکومت امام خمینی به واسطه اتحاد کشورهای غربی و شرقی در دشمنی با انقلاب و تحمیل جنگ 8 ساله و صدها توطئه دیگر آنان، مردم ایران سختی ها و مشکلات فراوانی را تحمل کرده و عزیزان بی شماری را در این راه از دست داده بودند و طبعا می بایست به تدریج خسته و دلسرد شده باشند اما هرگز اینچنین نشد.
نسل پرورش یافته در مکتب الهی امام خمینی به این فرموده امام ایمان کامل داشت که: در جهان حجم تحمل زحمت ها و رنج ها و فداکاری ها و جان نثاری ها و محرومیت ها مناسب حجم بزرگی مقصود و ارزشمندی و علو رتبه آن است پس از آنکه مراسم تدفین به علت شدت احساسات عزاداران امکان ادامه نیافت، طی اطلاعیه های مکرر از رادیو اعلام شد که مردم به خانه هایشان بازگردند، مراسم به بعد موکول شده و زمان آن بعدا اعلام می شود. برای مسوولین تردیدی نبود که هر چه زمان بگذرد صدها هزار تن از علاقه مندان دیگر امام که از شهرهای دور راهی تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع کننده افزوده خواهد شد، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تدفین با همان احساسات و به دشواری انجام شد که گوشه هایی از این مراسم به وسیله خبرنگاران به جهان مخابره شد و بدین سان رحلت امام خمینی نیز همچون حیاتش منشا بیداری و نهضتی دوباره شد و راه و یادش جاودانه گردید چرا که او حقیقت بود و حقیقت همیشه زنده است و فناناپذیر.

 

تهیه و تنظیم : رضا آقازاده کلیبر



comment نظرات ()
کد های مخفی گوشیهای نوکیا
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٦

 


#۰۶#*
سریال نامبر گوشی را نشان میدهد (IMEI)

#92702689#*
نمایش: سریال نامبر گوشی ، تاریخ ساخت ، تاریخ فروش ، تاریخ آخرین تعمیرات (۰۰۰۰ به معنای نداشتن تعمیر قبلی) برای خروج از این صفحه باید گوشی را خاموش و دوباره روشن کنید.

#۳۳۷۰*
با این کد شما از حالت EFR استفاده خواهید کرد که باعث میگردد از حداکثر کیفیت صدای گوشی برخوردار شوید اما در عوض مصرف باطری شما کمی بالاتر خواهد رفت.

#۳۳۷۰#
حالت EFR را غیر فعال میسازد.

#۴۷۲۰#*
گوشی را در حالت کیفیت صدای پائین قرار میدهد و در عوض مصرف باطری شما درحدود ۳۰ درصد کاهش میابد.

#۴۷۲۰#*
حالت قبل را غیر فعال میسازد.

#9999#ستاره   یا  ستاره#0000#
ورژن سیستم عامل گوشی ، تاریخ ساخت نرم افزار، و نوع فشرده سازی را نشان میدهد.

#۳۰#*
شماره های محرمانه گوشی را نمایش میدهد.

#۶۷۷۰۵۶۴۶#*
در گوشیهای مدل ۳۳۱۰ و ۳۳۳۰ لوگوی شبکه را حذف میکند (>IR-TCI)

#73#*
تایمر گوشی و همچنین تمام امتیازات بدست آمده در بازیها را Reset میکند.

#۷۴۶۰۲۵۶۲۵#*
نمایش وضعیت سرعت clock سیمکارت گوشی. اگر گوشی شما دارای حالت SIM Clock Stop Allowed باشد به این معنا خواهد بود که گوشی شما میتواند درحالت کمترین میزان مصرف باطری درحالت Standby قرار بگیرد.
#۲۶۴۰#*
کد رمز فعلی گوشی را نشان میدهد. کد رمز گوشی در حالت عادی ۱۲۳۴۵میباشد.

#۷۷۸۰#*
   RESET گوشی یا همان بازگشت به حالت تنظیمات کارخانه ای. مناسب برای زمانیکه گوشی قاطی کرده است . درواقع درایو C گوشی را ریست میکند (ریست گوشی بدون حذف برنامه ها) بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغییر نداده باشید ۱۲۳۴۵ میباشد.)

#۷۳۷۰#*
فرمت گوشی . مناسب برای زمانیکه گوشی خیلی خیلی قاطی کرده است. درواقع این کد درایو C گوشی را فرمت میکند و البته تمامی برنامه ها و فایلهای موجود بر روی این درایو از بین خواهند رفت . بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت که اگر آنرا قبلا تغییر نداده باشید ۱۲۳۴۵ میباشد.)
روش مستقیم فرمت گوشی های اسمارت فون بدون نیاز به منوی گوشی:

اگر پسوورد ( security code ) گوشی قبلا تغییر داده شده است و آنرا نمی دانید و همچنین گوشی شما از سیستم عامل سیمبین ورژن۷ استفاده می کند ( مثل ۶۶۰۰ و ۷۶۱۰ و ۶۶۲۰ و ۶۲۶۰ و ۹۵۰۰ و ۹۳۰۰ ) ابتدا گوشی را خاموش کرده و در حالیکه سه دگمه سبز ، * ، ۳ را همزمان نگه داشته اید گوشی را روشن کنید و آنها را آنقدر نگه دارید تا کار فرمت آغاز بشود. دراین حالت از شما دیگر پسوورد خواسته نخواهد شد و مستقیما گوشی فرمت خواهد شد.

فرمت کارت حافظه گوشی:

به صورت safe mode گوشی را روشن کنید ( برای اینکار درحالیکه دگمه pen (مداد) را نگه داشته اید گوشی را روشن کنید البته درظاهر تفاوتی را مشاهده نخواهید کرد.) سپس این مسیر را در گوشی بروید: menu>>Extras>>Memory>>Format MEM.card

حالت safe mode بسیار به دردتان خواهد خورد و در مواقعیکه گوشی هنگ کرده و بالا نمی آید احتمالا به دادتان خواهد رسید و باعث می شود گوشی بالا بیاید و بعد از آن بتوانید گوشی را درصورت تمایلتان فورمت و یا کار دیگری بر روی آن بکنید. درواقع کار آن همانند عمل safe mode ویندوز می باشد و در این حالت دیگر اکثر برنامه های کاربردی که در پشت صحنه همیشه در حال اجرا بودند ، دیگر اجرا نخواهند شد و به همین دلیل گوشی اصطلاحا به راحتی بالا می آید. که در گوشی های مختلف کمی متفاوت می باشد و در اسمارت فونها اکثرا باید کلید خاصی را ( کلید ABC و یا PEN ) را نگه داشته و سپس گوشی را روشن کنید.تاکید می کنم که در حالت safe mode شما تغییری در ظاهر منوی گوشی نخواهید دید و همه چیز در پشت صحنه اتفاق افتاده است و یا بهتر بگویم از اتفاق افتادن آنها ( برنامه ها ) جلوگیری کرده است.

#۴۳#*
کنترل حالت call waiting (انتظار) گوشی.

#۶۱#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert در صورتیکه به تلفن پاسخ داده نشود ، تعیین گردیده است.

#۶۲#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه شبکه دچار اشکال باشد (آنتن نباشد) تعیین گردیده است.

#۶۷#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه گوشی اشغال باشد ، تعیین گردیده است.

#شماره*۲۱**
divert به شماره مورد نظر در هر حالتی.

#شماره*۶۱**
divert به شماره موردنظر در حالت عدم پاسخ گوئی (no Reply) به تلفن زده شده.

#شماره*۶۷**
divert به شماره مورد نظر در حالت اشغال بودن گوشی ( on Busy )

 

تهیه و تنظیم:رضا آقازاده کلیبر


comment نظرات ()