ضرب المثل ها و کنایه های فارسی که با حرف ( ع ) شروع می شوند

حرف ع

• عاقبت جوینده یابنده بود: کسی که تلاش می کند به مقصودش می رسد

• عاقبت حق به حقدار رسید: همیشه در سرانجام هر کار کسی که حق دارد برنده است

• عاقبتش مثل عاقبت یزید شده است : در آخر عمر ، بدبخت و سیه روزگار شده .

• عالم نا پرهیزگار کور شعله دارست: در نکوهش دانشمند بی تقوا ونترس از خدا

• عجله کار شیطان است : در کارها باید صبور و محتاط بود . عجله کار درستی نیست

• عدو شود سبب خیر ، اگر خدا خواهد : با خواست خدا چه بسا که حوادث ناگوار به خیر و صلاح بینجامد .

• عروس تعریفی آخرش شلخته در می آید: دوری از تکبر ویا خودتعریفی

• عطای او را به لقای او بخشیدم: در مورد افردای که خیر و شر آنها یکی است

• عقلش پاره سنگ میبرد : دیوانه است . عقل ندارد

• عقل که نیست جان در عذاب است : نادان راه آسان کارها را نمی داند و خود را به سختی می اندازد .

• عقل مردم به چشمشان است : غالب مردم آنچه را که ببینند ، تقلید می کنند .

/ 0 نظر / 141 بازدید