املای کلمات متشابهی که با حرف( ش ) شروع می شوند

شادروان/ شادُرْوان:

شادْروان: مرکب از دو کلمة«شاد» و «روان» است و معادل«مرحوم» عربی است.

شادُرْوان: (به ضم«د») پردة بزرگ مجلل که در قدیم در برابر ایوان یا درگاه شاهان و امیری می‌آو یخته‌اند.

 

شَبَحْ/ شَبَه:

شبح: سیاهی که از دور به نظر آید(جمع آن« اشباح» است.)

شَبَه: واژه فارسی است به معنای«نوعی سنگ سی اه و براق در عین حال کم ارزش»(معرب آن«سَبَق» است.)

 

شست/ شصت:

شست: انگشت بزرگ و پهن دست و پا.

شصت: عدد شصت(هر دو واژه فارسی است).

 

شِیب/ شَیْب:

شیب: (بر وزن«نیک») واژه فارسی است به معنای«فرود»(در مقابل فراز).

شیب: (بر وزن«غیب») واژة عربی است به معنای«پیری»

/ 0 نظر / 79 بازدید