راهنمای حل جدول (معنای کلماتی که با حرف( واو ) شروع می شوند

برای دسترسی سریع شما عزیزان به لغات سخت جدولی تمامی لغات به ترتیب الفبا نوشته شده است

صفحه ( و )

=وابسته نظامی (اتاشه)

=واپس (عقب- دنبال- پی)

=واپسین (آخرین)

=وات (پوستین)

=واترپروف (رطوبت ناپذیر)

=واتگر (سخنور- شاعر- قصه گو- پوستین دوز- وتگر- افسانه گو)

=واثق (اطمینان کننده- اعتماد دارنده- محکم- استوار)

=واجار (بازار-سوق)

=واجب (بایا- لازم- ضروری- بایست - وایا)

=واجبی(وظیفه- مستمری)

=واجد (دارنده- یابنده)

=واحد (یک- یکی-یکتا)

=واحد آتش توپخانه (آتشبار)

=واحد الماس (قیراط)

=واحد اندازه گیری زاویه ( رادیان )

=واحد اندازه گیری صدا (دسیبل)

=واحد اندازه گیری صوت ( بل)

=واحد اندازه گیری معادل 75 گرم ( سیر )

=واحد بار الکتریکی (کولن)

=واحد بین المللی فرکانس (هرتز)

=واحد تحصیلی (ترم)

=واحد تزریقات (سی سی)

=واحد تک یاخته گیاهی (هاگ)

=واحد تلفن (پالس)

=واحد تنیس (ست)

=واحد پتانسیل (ولت)

=واحد پول آلبانی (لک)

=واحد پول ارمنستان ( درام )

=واحد پول اوگاندا (شیلینگ)

=واحد پول ایسلند (کرونا)

=واحد پول بنگلادش ( تاکا )

=واحد پول پرتغال (اسکودو)

=واحد پول تایلند (بات)

=واحد پول ترکیه (لیره)

=واحد پول سابق اسپانیا ( پزوتا )

=واحد پول عهد ساسانیان (درم)

=واحد پول غنا (سدی)

=واحد پول کامبیا (دالاسی)

=واحد پول گواتمالا (کولون)

=واحد پول لتونی ( لاتس )

=واحد پول لسوتو (لوتی)

=واحد پول مراکش (درهم)

=واحد پول مغولستان ( توگریگ )

=واحد پول نروژ (کرون)

=واحد پول نیجریه ( نایرا )

=واحد پول هلند (فلورن)

=واحد پول یونان (دراخما)

=واحد توان الکتریکی (وات)

{{واحدهای شمارش}}

=واحد جوز (جوزه)

=واحد زلزله (ریشتر)

=واحد سرعت هواپیما (ماخ)

=واحد سطح (ار- ریب)

=واحد سنجش حجم مایعات ( لیتر )

=واحد سنجش زاویه (رادیان)

=واحد شمارش دارو (دز)

=واحد شمارش درخت خرما (نفر)

= واحد شمارش مایعات، چای، قهوه، شیر و غیره: (استکان)

= واحد شمارش درخت، چوب، تیر، سنبه: (اصله)

=واحد شمارش حبوبات انباشته شده (مثل یک انبار گندم)، کالا: (انبار)

=واحد شمارش خانه، مِلک، چادر، ساختمان از قبیل دکان، حجره، رستوران، مسجد، فروشگاه، حمام، تصفیه‌خانه: (باب)

= واحد شمارش وزن، نمونه (یک بار هندوانه، سه بار سبزی) : (بار)

= واحد شمارش صندوق جواهر (یک بارخانه فیروزه): (بارخانه)

=واحد شمارش بسته نقدینه‌ها ،اشرفی،سکه‌های زر. (بدره)

=واحد شمارش کاغذ، ورق. (برگ)

=واحد شمارش خز، سنجاب، پوست بخارایی. (بطانه)

=واحد شمارش نوشیدنیها، مشروب (بطری)

=واحد شمارش حجم و وزن (یک بغل سبزی، یک بغل آجیل و شیرینی) (بغل)

=واحد شمارش نخ، بسته نخ، رخت، شال (بقچه)

=واحد شمارش درخت بی‌تنه مانند گل و گیاهان زینتی (مثل یک بوته نعنا) (بته، بوته)

=واحد شمارش کاغذ (بند)

=واحد شمارش پرنده‌های شکاری (بهله در اصل به معنی دستکشی است که بازدارها به دست می‌کنند.) (بَهله)

=واحد شمارش ده، روستا (پاره)

=واحد شمارش آبادی (پارچه)

=واحد شمارش چلوکباب، غذا و مانند آن. (پُرس)

=واحد شمارش مایعات و گاه چیزهای دیگر. (پیمانه)

=واحد شمارش اکثر چیزها، مطلق اشیاء شمارشی مانند«پنج تا اتاق»،مطلق عدد مانند "سه تاً. (تا)

=واحد شمارش مو (تار)

= واحد شمارش افعی، مارهای سمی (تازیانه)

=واحد شمارش فرش،قالی،گلیم،زیلو،پتو،جاجیم,پارچه،لحاف،تشک،لوح، برات. (تخته)

=واحد شمارش انسان (تَن)

=واحد شمارش واحد وزن (تُن)

=و احد شمارش پارچه. (بیست متر پارچه بسته‌بندی‌شده لباس را یک توپ می‌گویند) (توپ) احد شمارش شیشه، شراب (جام)

=واحد شمارش کفش، جوراب (جفت)

= واحد شمارش مساحت برای زمین و ملک. (جریب)

=واحد شمارش کتاب، مجله (جلد)

=واحد شمارش فیلم عکاسی، لاستیک، مار (حلقه)

= واحد شمارش تخم مرغ (دانه)

=واحد شمارش قاشق و چنگال، رخت‌خواب (دست)

=واحد شمارش ماشین‌آلات، خودرو، آپارتمان (دستگاه)

= واحد شمارش گوسفند، گاو (راًس)

=واحد شمارش قنات، چشمه (رشته)

=واحد شمارش فیل (زنجیر)

=واحد شمارش قطار (رام)

=واحد شمارش گُل، آهن‌آلات (شاخه)

=واحد شمارش در، پنجره (عدد)

=واحد شمارش پنبه (عدل)

=واحد شمارش هواپیما، ناو، خودروهای نظامی (فروند)

=واحد شمارش پرونده،برات،چک،سفته،فیش بانکی،گواهی‌نامه، جواز،وام،مِلک،لایحه،جرم،قتل،سرقت،حادثهٔ رانندگی (فقره)

=واحد شمارش صابون (قالب)

=واحد شمارش تفنگ (قبضه)

=واحد شمارش نان (قرص)

= واحد شمارش عکس، شعر، فرش ، زمین (قطعه)

=واحد شمارش پلنگ، یوزپلنگ، سگ (قلاده)

=واحد شمارش تمبر (قطعه)

=واحد شمارش سیگار (نخ)

=واحد شمارش انسان، شتر، درخت خرما (نفر)

=واحد شمارش حمام، آپارتمان، منزل مسکونی (واحد)

=واحد شمارش کالایی که به مقیاس معین بسته بندی میشوند (بار)

= واحد شمارش کاغذهای جلدنشده (برگ)

= واحد شمارش یک دسته کاغذومقوابه مقدارمعین (بند)

= واحد شمارش قالی، پتووفرش (تخته)

= واحد شمارش پارچه ندوخته (توپ)

=واحد شمارش فشنگ (تیر)

= واحد شمارش لباس دوخته (ثوب)

= واحد شمارش شیشه پنجره، آیینه (جام)

= واحد شمارش کفش، جوراب، دستکش (جفت)

= واحد شمارش کتاب (جلد)

= واحد شمارش قرقره، دکمه، مداد (جین)

=واحد شمارش قند، آب نبات، قرص (حب)

= واحد شمارش اشیائ گرد، چاه (حلقه)

=واحد شمارش گردو، مدادودیگراشیاءقابل شمارش (دانه)

=واحد شمارش ماشین آلات، رادیو، تلویزیون و... (دستگاه)

= واحد شمارش گل وگیاه (دسته)

=واحد شمارش بسته‌ دوازده تایی(کمربند،گردنبند)،قنات (دوجین)

=واحد شمارش دکان ومغازهک (دهنه)

= واحد شمارش گاو، گوسفند، گله، افرادخانواده (سر)

= واحد شمارش انواع پول فلزی (سکه)

= واحد شمارش لامپ وشمع ونظایرآن (شعله)

=واحد شمارش ظروف مایعات. (شیشه)

= واحد شمارش پارچه، شال، شال گردن (طاقه)

= واحد شمارش نامه، پاکت وسندهای دیگر (طغرا)

=واحد شمارش پرندگان،درب،پنجره ودیگراشیاءقابل شمارش (عدد)

=واحد شمارش دسته‌های بزرگ کالا،پنبه، پارچه وکاغذ (عدل)

=واحد شمارش توپ و تانک و وسایل سنگین چرخ دار (عراده)

= واحد شمارش گردو (فال)

= واحد شمارش وسایل نقلیهٔ هوایی ودریایی (فروند)

=واحد شمارش گواهینامه، اسنادپرداختی(چک وسفته) (فقره)

= واحد شمارش ازچاقوتامسسل (قبضه)

= واحد شمارش بندکفش، مدادولوازم تحریر (قراسه)

= واحد شمارش اشک، خون، جوهر و بعضی مایعات دیگر (قطره)

= واحد شمارش جانوران وحشی (قلاده)

= واحد شمارش زمین وپارچه(واحدشمارش یکدست لباس کامل) (قواره)

= واحد شمارش دسته‌های مختلف جانوران (گله)

= واحد شمارش اشیاء استوانه‌ای شکل وخمیری شکل مانندماتیک وخمیردندان (لوله)

= واحد شمارش مینیاتورهای دست‌نویس‌های قدیمی (مجلس)

=واحد شمارش کتاب و روزنامه و مجله (نسخه)

=واحد طول (متر)

=واحد طول سنتی (وجب)

=واحد ظرفیت خازن (فاراد)

=واحد فشار (اتمسفر)

=واحد کار (ژول)

=واحد کمان و زاویه (رادیان)

=واحد کوچکی در وزن ( اونس )

=واحد مایعات (لیتر)

=واحد مسافت (فرسخ)

=واحد والیبال (گیم)

=واحد وزن روسیه (پوت)

=واحد وزن قدیمی (درخمی- تسو)

=واحد وزن قدیمی ( رطل )

=واحدی برای اندازه گیری طول معادل 91 سانتی متر (یارد)

=واحدی در ارتش (هنگ)

=واحدی در طول (اینچ)

=واحدی در طول ( پا )

=واحدی در وزن (اونس)

=واحه (آبادی کوچک در صحرا-زمین دارای آب و علف در بیابان)

=واخواست (بازخواست- ایراد- اعتراض- واخواهی)

=وادی (دره- رودخانه- گشادی)

=وادیج (چوب بست که تاک انگور را روی آن می بندند)

=وار (پسوند شباهت و مثل و مانند)

=وارسته (رها - آزاد- بی قید)

=وارو (پشتک- واژگون)

=واریس (تورم ورید)

=واژه (لغت - کلمه)

=واژه نامه (لغت نامه- فرهنگ لغت)

=واسطه ( دلال )

=واسطه حل اختلاف (پادرمیانی)

=واشک (قرقی- هیلا- باشه)

=واشامه (چارقد- روسری- شامه)

=واشی (سخن چین- نمام)

=واضع آلمانی کمونیسم جدید (کارل مارکس)

=واضع تئوری بنیاد انواع (داروین)

=واضع مذهب تائوتی در چین (لائوتسه)

=وافر (فراوان- بسیار- افزون)

=وافی (وفا کننده- تمام - کامل)

=واقعه (رویداد- رخ داد)

=واقف (ایستاده- وقف کننده- داننده- آگاه)

=واقع گرایی ( رئالیسم )

=واقی یا واقی (پرنده ای از نوع مرغابی)

=واکس رشتی ( ماز)

=واکسن (مایه)

=واکسیل (رشته نخی یا ابریشمی که افسران روی دوش و سینه آویزان می کردند)

=واکسیناسیون (تلقیح- مایه کوبی)

=واگذاری کاری به کسی (تفویض- توکیل)

=واگن - واگون (اطاق راه آهن)

=وال (بالن- نوعی پارچه ابریشمی)

=واله (شیفته - اندوهناک- سرگشته)

=والی (فرمانروا- حاکم)

=وام (قرض- ابام- دین)

=وام دار (قرض دار- بدهکار)

=وام دهنده (داین)

=وامق (دوست- عاشق- نام عاشق عذرا)

=وانیل (گیاهی خزنده دارای ساقه دراز)

=واهب (بخشنده - عطا کننده)

=واهمه (هول- ترس- خوف)

=واهی (پوچی)

=وایا (بایا- بایسته- ضرورت- حاجت- مراد)

=وبا (کلرا)

=وبال (سختی- عذاب)

=وب سایت (تارنما)

=وت (بانگ قمری)

=وتد (میخ)

=وتر (زه کمان- زه)

=وتو (مخالفت- امتناع)

=وثوق (استواری- اعتماد- اطمینان)

=وج (سوسن زرد)

=وجب (فاصله میان انگشت کوچک و بزرگ)

=وجد (شور - شوق- خوشی- شیفتگی)

=وجود (هستی)

=وجه (روی- صورت- گونه-قصد- نیت)

=وجه تسمیه باکو (بادکوبه)

=وحشت آور (مدهش)

=وحشی (دد)

=وحید (تنها- یکتا)

=وخیم (سخت - دشوار- سنگین - ناگوار)

=ود (دوستی- محبت)

=وردنه ( نورد )

=ودیعه (امانت- سپرده)

=ور (پرگویی)

=وراج (پرحرف- روده دراز- حراف)

=وراء (عقب - پس - پشت)

=وراق (کاغذ فروش- نویسنده- کتاب نویس)

=ورام (پاره سنگ ترازو)

=ورتاج (آفتاب گردان)

=ورت (برهنه - لخت)

=ورتیج (بلدرچین)

=ورجاوند (بلند پایه- ارجمند)

=ورد (گل- گل سرخ- ذکر- دعا)

=وردان (زگیل)

=وردک (جهاز عروس)

=وردنه (شوبک- نورد)

= ورس ( نوعی ریسمان)

=ورزش آبی (شنا)

=ورزش با توپ بیضی (رگبی)

=ورزش تک رقمی (دو)

=ورزش راجر فدرر سوییسی ( تنیس )

=ورزش شمشیر بازی (اسکریم)

=ورزشگاهی در اسپانیا ( نیوکمپ )

=ورزشگاهی در هند و محل مسابقات مقدماتی جام آسیا در سال1960 (ارناکولام)

=ورزشگاه باشگاه بایر لورکوزن (بای آرنا)

=ورزشی (اسپورت)

=ورس (ریسمان- برس- چوبی که در بینی شتر می کنند)

=ورش( فاخته و قمری )

=ورشکست (بانکروت)

=ورطه (منجلاب- گرداب)

=ورع (پرهیزکاری)

=ورقا (کبوتر ماده- فاخته)

=ورق کاغذ ( لت )

=ورک (استخوان ران - کفل)

=ورک ( خار بیابانی )

=ورکاک (کرکس- مرغ مردار خوار)

=ورل (سوسمار استرالیایی)

=ورم (آماس)

=ورم حجاب حاجز (برسام)

=ورم خودمانی (پف)

=ورم ریه (برنشیت)

=ورم سینه (برسام)

=ورید (شاهرگ- سیاهرگ- رگ گردن)

=وریز (صمغ)

=وزر (گناه- بزه- بارگران)

=وزش باد (هبوب)

=وزغ (غوک- وک)

=وزن (سنگینی)

=وزنه (سنگ ترازو- ورام)

=ورید (سیاه رگ- شاهرگ)

=وزیدن باد (هبوب- هب)

=وزیر افراسیاب (ویسه)

=وزیر انوشیروان (بزرگمهر)

=وزیر ایرانی زمان عباسیان ( حسن ابن سهل )

=وزیر با تدبیر عضدالدوله دیلمی (صاحب بن عباد)

=وزیر سلطان محمود غزنوی (حسن کوزیری)

=وزیر شطرنج (فرزین)

=وزیر فرعون (هامان)

=وزیر ملک شاه سلجوقی ( خواجه نظام الملک )

=وزین (سنگین- گران- متین- باوقار)

=وسام (نشان- مدال)

=وسایل سفر (بندیل)

=وسایل مورد نیاز (ضروریات)

=وسایل نوزاد (سیسمونی)

=وسد (مرجان- بسد)

=وسط (میان- بین)

=وسق (بار شتر- اندازه شصت صاع)

=وسم (داغ کردن- علامت گذاشتن- نشان کردن)

=وسن (نیاز- حاجت)

=وسنی (هوو- آموسنی)

=وسه (چوبدستی)

=وسیع ترین جزیره قاره افریقا (ماداگاسکار)

=وسیع ترین جزیره جهان (گرینلند)

=وسیله احتیاطی (یدک)

=وسیله ای در اتومبیل (ریوستا)

=وسیله ای در چرخ نخ ریسی (دوک)

=وسیله ای در خیاطی (قرقره- ماکو- ماسوره - دوک)

=وسیله ای در ژیمناستیک (خرک)

=وسیله ای در شبکه رایانه ای (هاب)

=وسیله ای در صحافی ( قید )

=وسیله ای در ورزش باستانی (میل)

=وسیله ای شانه مانند در قالیبافی ( کلوزار)

=وسیله ای که برای کوک کردن سازها بکار می رود ( دیاپازن )

=وسیله بازی دختران (عروسک)

=وسیله برنج کوبی ( پادنگ )

=وسیله بنایی (ماله)

=وسیله پرتاب سلاح دریایی ( اژدرافکن )

=وسیله پرواز (بال)

=وسیله تراز کردن ( شاقول )

=وسیله تعیین سطح آب ( آب تراز )

=وسیله ذخیره کردن الکتریسیته ساکن ( خازن )

=وسیله رگ زنی (نیشتر- ادر)

=وسیله سنجش هواپیما در صنعت هواپیمایی (آلتی متر)

=وسیله غله افشانی (هید)

=وسیله کنده کاری ( اسکنه )

=وسیله نقلیه (مرکب)

=وسیله نقلیه دریا و خشکی ( هاور کرافت )

=وش (غوزه پنبه- خوش و زیبا- نیکو)

=وشک (صمغ)

=وشم (بلدرچین)

=وشن (برف- باران)

=وشینه (جوشن- زره)

=وصال (پیوستن- رسیدن)

=وصایت (اندرز- نصیحت- پند- سفارش)

=وصلت (پیوند)

=وصله (پینه)

=وصیت کردن (ایلا)

=وضعیت دشوار ( وا نفسا )

=وضعیت ماه در سه شب آخر ماه های قمری (محاق)

=وطواط (خفاش- شب پره)

=وعاء (ظرف- خنور)

=وغ (بانگ وزغ)

=وغست (ظاهر- آشکار)

=وفی (وفا کننده- وفاداری)

=وقاحت (بی شرمی- بی حیایی- بی ادبی)

=وقار (هون- متانت- بردباری- سنگینی- بزرگواری- وقر)

=وقت و هنگام (اوان)

=وقت و هنگام کار (میقات)

=وقح (بی شرم)

=وکیل (نماینده)

=وکیل دادکستری (آوکا)

=ول (لجام گسیخته- رها- یله- آزاد- ولو)

=ولایت و ناحیه (لکا)

=ولایتی در افغانستان (تخار- بامیان- پروان)

=ولج (کرک- بلدرچین- ورتیج- جوجه عقاب- راه ریگستان)

=ولد (فرزند)

=ولرم (نیمه گرم)

=ولع (حریص شدن)

=ولگرد (دله- هرزه- بیکاره)

=ولید (کودک- نوزاد- بنده- مولود)

=ولیکن (اما)

= ولیمه ( ضیافت- مهمانی عروس- طعام عروسی)

=ون (درخت زبان گنجشک)

=ونانه (نان کلفت- نان گرده)

=وندیداد (قسمتی از کتاب اوستا)

=ونگ (تهی - خالی- تهی دست-درویش- مفلس)

=ونوس (زهره- ناهید- رب النوع عشق در نزد یونانی ها)

=وهاب (بخشنده)

=وهاج (درخشنده- فروزان)

=وهم (گمان- خیال)

=وهم شده (موهوم)

= وهن ( سستی - سستی کردن در کار)

=وهن اور (اهانت امیز)

=وی (مقدار- اندازه)

=ویار (حالت زن آبستن - آرزوانه)

=ویار کردن (تاسیدن)

=ویتامین (وانک)

=ویتامین انعقاد خون (کا)

=ویتامین جدولی (کا)

=ویتامین A (رتینول)

=ویتامین ب کمپلکس (نیاسین)

=ویتامین ث ( اسید اسکوربیک )

=ویترین (جعبه آیینه- قفسه شیشه ای)

=ویتنام قدیم (انام)

=وید - ویدا (کم- اندک)

=ویر (حافظه- فهم- ادراک- هوش)

=ویرا (باهوش- یادگیرنده)

=ویران (یبات- بایر- خراب- منهدم)

=ویران کردن (هدم)

=ویرایش شده ( ویراست )

=ویرگول (کاما)

=ویزیت (بازدید- ملاقات- عیادت)

=ویزیتور (بازاریاب)

=ویژه (خالص- خاص- مخصوص)

=ویژه سازی (تخصیص)

=ویس (فقر- درویشی)

=ویل (فتح - ظفر- پیروزی- هلاک- مصیبت)

=ویل (چاه جهنمی)

=ویلا (خانه ییلاقی- کاخ ییلاقی)

=ویلان (سرگردان- آشفته-گمراه- در بدر)

=ویم (گل- کاهگل)


/ 0 نظر / 73865 بازدید