املای کلمات متشابهی که با حرف( ف ) شروع می شوند

فطرت/ فترت:

فطرت:(به کسر اوّل و سکون دوم) سرشت، طبیعت، خصوص یت هر موجود از آغاز خلقتش.

فترت: (به فتح اوّل و سکون دوم) فاصلة میان ظهور دو شخص بزرگ یا دو دوران خوش‌بختی و مجازاً به معنای«دورة رکود و سستی و ب ی‌حاصلی میان دو دوره فعالیت».

 

فطیر:

آرد سرشته‌ای که تخمیر نشده باشد. املای این کلمه به همین صورت صحیح است نه با«ت»(فت یر).

 

فهرس/ فهرست:

هر دو به یک معناست، ولی در فارسی باید« فهرست» نوشت

/ 0 نظر / 112 بازدید