ضرب المثل ها و کنایه های فارسی که با حرف ( چ ) شروع می شوند

حرف چ

• چار دیواری ، اختیاری : آدمی اختیار خانه خود را دارد

• چار میخ کردن : محکم کردن

• چاقو دسته خودش را نمی برد : نزدیکان و دوستان به یکدیگر زیان و آسیب نمی رسانند

• چاه کن ته چاه است : ظلم و ستم ، فرجامی جز بدبختی ندارد

• چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی ؟ : در کارها باید آینده نگر و محتاط بود

• چراغ کسی تا صبح نمی سوزد : خوشبختی های این جهانی دایم و پایدار نیست

• چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است : بخششی که می شود به اطرافیان کرد نباید به غیر کند

• چشم بازار را در آورده : بسیار بد خرید کرده است

• چشم بسته غیب می گوید: به کسی گفته می شود که از موضوع روشن و واضح خبر می ده

• چشم به راه داشتن : در انتظار کسی بودن

• چشمت روز بد نبیند : آنچه بر ما رفت امید که بر تو نرود

• چشم چشم را نمی بیند : سخت تاریک است

• چشم ما شور بود ؟ : چرا تا ما آمدیم ، شما قصد رفتن کردید ؟

• چشم و چراغ مایید : برگزیده و محبوب ما هستید

• چشم و دل پاک است : کاملا مورد اطمینان و اعتماد است

• چشم و دل سیر است : بی اعتنا به مال و بلند نظر است

• چشم هایش آلبالو گیلاس می چیند : در اثر بی خوابی ، اشیا را درهم و تار می بیند . چیزی را به طور درست نمی بیند

• چغندر به هرات زیره به کرمون: هر چیزی به جای خودش

• چند تا پیراهن بیشتر پاره کرده: با تجربه تر است

• چو انداختن: جال و جنجال را انداختن

• چوب به لانه زنبور کردن: کارهای خطرناک انجام دادن

• چوب دو سر طلاست : پیش دو طرف دعوا ، منفور و بی آبروست

• چو فردا شود فکر فردا کنیم: از حالا جوش فردا را نزنیم

• چو دخلت نیست ، خرج آهسته تر کن : مخارج و درآمد آدمی باید متناسب باشد

• چون که صد آمد ، نود هم پیش ماست : وقتی به کمال مطلوب رسیدی ، سایر کمالات خود به خود حاصل می شود

• چیزی بارش نیست: ساده لوح بودن

• چیزی که از خدا پنهان نیست از بنده چه پنهان: جای مخفی کردن چیزی نیست

• چیزی که عوض دارد گله ندارد : وضع حاصل پی آمد طبیعی کار شماست. این کار به آن کار در

/ 0 نظر / 129 بازدید