ضرب المثل ها و کنایه های فارسی که با حرف ( ص - ض- ط- ظ ) شروع می شوند

حرف ص

• صابونش به تن من هم خورده : زیان و آسیبش به من هم رسیده .

• صبر ایوب داشتن: صبور بودن

• صدا از ته چاه بر آمدن. ضعیف بودن

• صد تا چاقو بسازد ، یکیش دسته ندارد : پیوسته وعده های دروغ میدهد . یعنی هیچوقت به‌حرفش اعتماد نکن

• صد تا مثل تو را لب چشمه میبرد ، تشنه بر می گرداند : بسیار مکار و حیله گر است .

• صلاح مملکت خویش خسروان دانند: هر طور که خودت می دانی رفتار کن

• صورتش را با سیلی سرخ نگاه می دارد : آبرومندانه زندگی کردن

 

حرف ض

• ضرر تلخه: هر کسی از ضرر کردن ناراحت می شود

• ضرب ، ضرب اول: در مبارزه آن کسی برنده است که ضربه اول را زده باشد

• ضامن روزی بود روزی رسان: اعتقاد به روزی دهندگی خدا

• ضعیفی که با قوی دلاور کند یار دشمن است در هلاک خویش: هرکس باید به توان خودش کاری را انجام دهد

 

حرف ط

• طاقتم طاق شد: بیش از این تحمل ندارم ، صبرم تمام شده است

• طاووس‌رابه‌نقش ونگاری‌که هست‌خلق‌تحسین‌کنند واوخجل ازپای‌زشت‌خویش: ظاهر بینی افراد

• طبل توخالیست: فقط داد و فریاد می زند و گرنه چیزی بارش نیست

• طمع را سه حرف است هر سه تهی : در مذمت ونکوهش طمع

• طوطی وار : گفتاری بی تعقل . مطلبی را سرسری یاد گرفتن

• طوق بر گردن : مطیع و فرمانبردار .

 

حرف ظ

• ظاهر و باطنش یکی است : بی ریا و یکدل است .

• ظلم ، عاقبت ندارد : ستمگر به سزای اعمالش میرسد .

/ 0 نظر / 393 بازدید