راهنمای حل جدول رضاآقازاده کلیبر(و- ه- ی)

برای دسترسی سریع شما عزیزان به لغات سخت جدولی تمامی لغات به ترتیب الفبا نوشته شده است

صفحه ( و )

=وابسته نظامی (اتاشه)

=واپس (عقب- دنبال- پی)

=واپسین (آخرین)

=وات (پوستین)

=واترپروف (رطوبت ناپذیر)

=واتگر (سخنور- شاعر- قصه گو- پوستین دوز- وتگر- افسانه گو)

=واثق (اطمینان کننده- اعتماد دارنده- محکم- استوار)

=واجار (بازار-سوق)

=واجب (بایا- لازم- ضروری- بایست - وایا)

=واجبی(وظیفه- مستمری)

=واجد (دارنده- یابنده)

=واحد (یک- یکی-یکتا)

=واحد آتش توپخانه (آتشبار)

=واحد الماس (قیراط)

=واحد اندازه گیری زاویه ( رادیان )

=واحد اندازه گیری صدا (دسیبل)

=واحد اندازه گیری صوت ( بل)

=واحد اندازه گیری معادل 75 گرم ( سیر )

=واحد بار الکتریکی (کولن)

=واحد بین المللی فرکانس (هرتز)

=واحد تحصیلی (ترم)

=واحد تزریقات (سی سی)

=واحد تک یاخته گیاهی (هاگ)

=واحد تلفن (پالس)

=واحد تنیس (ست)

=واحد پتانسیل (ولت)

=واحد پول آلبانی (لک)

=واحد پول ارمنستان ( درام )

=واحد پول اوگاندا (شیلینگ)

=واحد پول ایسلند (کرونا)

=واحد پول بنگلادش ( تاکا )

=واحد پول پرتغال (اسکودو)

=واحد پول تایلند (بات)

=واحد پول ترکیه (لیره)

=واحد پول سابق اسپانیا ( پزوتا )

=واحد پول عهد ساسانیان (درم)

=واحد پول غنا (سدی)

=واحد پول کامبیا (دالاسی)

=واحد پول گواتمالا (کولون)

=واحد پول لتونی ( لاتس )

=واحد پول لسوتو (لوتی)

=واحد پول مراکش (درهم)

=واحد پول مغولستان ( توگریگ )

=واحد پول نروژ (کرون)

=واحد پول نیجریه ( نایرا )

=واحد پول هلند (فلورن)

=واحد پول یونان (دراخما)

=واحد توان الکتریکی (وات)

{{واحدهای شمارش}}

=واحد جوز (جوزه)

=واحد زلزله (ریشتر)

=واحد سرعت هواپیما (ماخ)

=واحد سطح (ار- ریب)

=واحد سنجش حجم مایعات ( لیتر )

=واحد سنجش زاویه (رادیان)

=واحد شمارش دارو (دز)

=واحد شمارش درخت خرما (نفر)

= واحد شمارش مایعات، چای، قهوه، شیر و غیره: (استکان)

= واحد شمارش درخت، چوب، تیر، سنبه: (اصله)

=واحد شمارش حبوبات انباشته شده (مثل یک انبار گندم)، کالا: (انبار)

=واحد شمارش خانه، مِلک، چادر، ساختمان از قبیل دکان، حجره، رستوران، مسجد، فروشگاه، حمام، تصفیه‌خانه: (باب)

= واحد شمارش وزن، نمونه (یک بار هندوانه، سه بار سبزی) : (بار)

= واحد شمارش صندوق جواهر (یک بارخانه فیروزه): (بارخانه)

=واحد شمارش بسته نقدینه‌ها ،اشرفی،سکه‌های زر. (بدره)

=واحد شمارش کاغذ، ورق. (برگ)

=واحد شمارش خز، سنجاب، پوست بخارایی. (بطانه)

=واحد شمارش نوشیدنیها، مشروب (بطری)

=واحد شمارش حجم و وزن (یک بغل سبزی، یک بغل آجیل و شیرینی) (بغل)

=واحد شمارش نخ، بسته نخ، رخت، شال (بقچه)

=واحد شمارش درخت بی‌تنه مانند گل و گیاهان زینتی (مثل یک بوته نعنا) (بته، بوته)

=واحد شمارش کاغذ (بند)

=واحد شمارش پرنده‌های شکاری (بهله در اصل به معنی دستکشی است که بازدارها به دست می‌کنند.) (بَهله)

=واحد شمارش ده، روستا (پاره)

=واحد شمارش آبادی (پارچه)

=واحد شمارش چلوکباب، غذا و مانند آن. (پُرس)

=واحد شمارش مایعات و گاه چیزهای دیگر. (پیمانه)

=واحد شمارش اکثر چیزها، مطلق اشیاء شمارشی مانند«پنج تا اتاق»،مطلق عدد مانند "سه تاً. (تا)

=واحد شمارش مو (تار)

= واحد شمارش افعی، مارهای سمی (تازیانه)

=واحد شمارش فرش،قالی،گلیم،زیلو،پتو،جاجیم,پارچه،لحاف،تشک،لوح، برات. (تخته)

=واحد شمارش انسان (تَن)

=واحد شمارش واحد وزن (تُن)

=و احد شمارش پارچه. (بیست متر پارچه بسته‌بندی‌شده لباس را یک توپ می‌گویند) (توپ) احد شمارش شیشه، شراب (جام)

=واحد شمارش کفش، جوراب (جفت)

= واحد شمارش مساحت برای زمین و ملک. (جریب)

=واحد شمارش کتاب، مجله (جلد)

=واحد شمارش فیلم عکاسی، لاستیک، مار (حلقه)

= واحد شمارش تخم مرغ (دانه)

=واحد شمارش قاشق و چنگال، رخت‌خواب (دست)

=واحد شمارش ماشین‌آلات، خودرو، آپارتمان (دستگاه)

= واحد شمارش گوسفند، گاو (راًس)

=واحد شمارش قنات، چشمه (رشته)

=واحد شمارش فیل (زنجیر)

=واحد شمارش قطار (رام)

=واحد شمارش گُل، آهن‌آلات (شاخه)

=واحد شمارش در، پنجره (عدد)

=واحد شمارش پنبه (عدل)

=واحد شمارش هواپیما، ناو، خودروهای نظامی (فروند)

=واحد شمارش پرونده،برات،چک،سفته،فیش بانکی،گواهی‌نامه، جواز،وام،مِلک،لایحه،جرم،قتل،سرقت،حادثهٔ رانندگی (فقره)

=واحد شمارش صابون (قالب)

=واحد شمارش تفنگ (قبضه)

=واحد شمارش نان (قرص)

= واحد شمارش عکس، شعر، فرش ، زمین (قطعه)

=واحد شمارش پلنگ، یوزپلنگ، سگ (قلاده)

=واحد شمارش تمبر (قطعه)

=واحد شمارش سیگار (نخ)

=واحد شمارش انسان، شتر، درخت خرما (نفر)

=واحد شمارش حمام، آپارتمان، منزل مسکونی (واحد)

=واحد شمارش کالایی که به مقیاس معین بسته بندی میشوند (بار)

= واحد شمارش کاغذهای جلدنشده (برگ)

= واحد شمارش یک دسته کاغذومقوابه مقدارمعین (بند)

= واحد شمارش قالی، پتووفرش (تخته)

= واحد شمارش پارچه ندوخته (توپ)

=واحد شمارش فشنگ (تیر)

= واحد شمارش لباس دوخته (ثوب)

= واحد شمارش شیشه پنجره، آیینه (جام)

= واحد شمارش کفش، جوراب، دستکش (جفت)

= واحد شمارش کتاب (جلد)

= واحد شمارش قرقره، دکمه، مداد (جین)

=واحد شمارش قند، آب نبات، قرص (حب)

= واحد شمارش اشیائ گرد، چاه (حلقه)

=واحد شمارش گردو، مدادودیگراشیاءقابل شمارش (دانه)

=واحد شمارش ماشین آلات، رادیو، تلویزیون و... (دستگاه)

= واحد شمارش گل وگیاه (دسته)

=واحد شمارش بسته‌ دوازده تایی(کمربند،گردنبند)،قنات (دوجین)

=واحد شمارش دکان ومغازهک (دهنه)

= واحد شمارش گاو، گوسفند، گله، افرادخانواده (سر)

= واحد شمارش انواع پول فلزی (سکه)

= واحد شمارش لامپ وشمع ونظایرآن (شعله)

=واحد شمارش ظروف مایعات. (شیشه)

= واحد شمارش پارچه، شال، شال گردن (طاقه)

= واحد شمارش نامه، پاکت وسندهای دیگر (طغرا)

=واحد شمارش پرندگان،درب،پنجره ودیگراشیاءقابل شمارش (عدد)

=واحد شمارش دسته‌های بزرگ کالا،پنبه، پارچه وکاغذ (عدل)

=واحد شمارش توپ و تانک و وسایل سنگین چرخ دار (عراده)

= واحد شمارش گردو (فال)

= واحد شمارش وسایل نقلیهٔ هوایی ودریایی (فروند)

=واحد شمارش گواهینامه، اسنادپرداختی(چک وسفته) (فقره)

= واحد شمارش ازچاقوتامسسل (قبضه)

= واحد شمارش بندکفش، مدادولوازم تحریر (قراسه)

= واحد شمارش اشک، خون، جوهر و بعضی مایعات دیگر (قطره)

= واحد شمارش جانوران وحشی (قلاده)

= واحد شمارش زمین وپارچه(واحدشمارش یکدست لباس کامل) (قواره)

= واحد شمارش دسته‌های مختلف جانوران (گله)

= واحد شمارش اشیاء استوانه‌ای شکل وخمیری شکل مانندماتیک وخمیردندان (لوله)

= واحد شمارش مینیاتورهای دست‌نویس‌های قدیمی (مجلس)

=واحد شمارش کتاب و روزنامه و مجله (نسخه)

=واحد طول (متر)

=واحد طول سنتی (وجب)

=واحد ظرفیت خازن (فاراد)

=واحد فشار (اتمسفر)

=واحد کار (ژول)

=واحد کمان و زاویه (رادیان)

=واحد کوچکی در وزن ( اونس )

=واحد مایعات (لیتر)

=واحد مسافت (فرسخ)

=واحد والیبال (گیم)

=واحد وزن روسیه (پوت)

=واحد وزن قدیمی (درخمی- تسو)

=واحد وزن قدیمی ( رطل )

=واحدی برای اندازه گیری طول معادل 91 سانتی متر (یارد)

=واحدی در ارتش (هنگ)

=واحدی در طول (اینچ)

=واحدی در طول ( پا )

=واحدی در وزن (اونس)

=واحه (آبادی کوچک در صحرا-زمین دارای آب و علف در بیابان)

=واخواست (بازخواست- ایراد- اعتراض- واخواهی)

=وادی (دره- رودخانه- گشادی)

=وادیج (چوب بست که تاک انگور را روی آن می بندند)

=وار (پسوند شباهت و مثل و مانند)

=وارسته (رها - آزاد- بی قید)

=وارو (پشتک- واژگون)

=واریس (تورم ورید)

=واژه (لغت - کلمه)

=واژه نامه (لغت نامه- فرهنگ لغت)

=واسطه ( دلال )

=واسطه حل اختلاف (پادرمیانی)

=واشک (قرقی- هیلا- باشه)

=واشامه (چارقد- روسری- شامه)

=واشی (سخن چین- نمام)

=واضع آلمانی کمونیسم جدید (کارل مارکس)

=واضع تئوری بنیاد انواع (داروین)

=واضع مذهب تائوتی در چین (لائوتسه)

=وافر (فراوان- بسیار- افزون)

=وافی (وفا کننده- تمام - کامل)

=واقعه (رویداد- رخ داد)

=واقف (ایستاده- وقف کننده- داننده- آگاه)

=واقع گرایی ( رئالیسم )

=واقی یا واقی (پرنده ای از نوع مرغابی)

=واکس رشتی ( ماز)

=واکسن (مایه)

=واکسیل (رشته نخی یا ابریشمی که افسران روی دوش و سینه آویزان می کردند)

=واکسیناسیون (تلقیح- مایه کوبی)

=واگذاری کاری به کسی (تفویض- توکیل)

=واگن - واگون (اطاق راه آهن)

=وال (بالن- نوعی پارچه ابریشمی)

=واله (شیفته - اندوهناک- سرگشته)

=والی (فرمانروا- حاکم)

=وام (قرض- ابام- دین)

=وام دار (قرض دار- بدهکار)

=وام دهنده (داین)

=وامق (دوست- عاشق- نام عاشق عذرا)

=وانیل (گیاهی خزنده دارای ساقه دراز)

=واهب (بخشنده - عطا کننده)

=واهمه (هول- ترس- خوف)

=واهی (پوچی)

=وایا (بایا- بایسته- ضرورت- حاجت- مراد)

=وبا (کلرا)

=وبال (سختی- عذاب)

=وب سایت (تارنما)

=وت (بانگ قمری)

=وتد (میخ)

=وتر (زه کمان- زه)

=وتو (مخالفت- امتناع)

=وثوق (استواری- اعتماد- اطمینان)

=وج (سوسن زرد)

=وجب (فاصله میان انگشت کوچک و بزرگ)

=وجد (شور - شوق- خوشی- شیفتگی)

=وجود (هستی)

=وجه (روی- صورت- گونه-قصد- نیت)

=وجه تسمیه باکو (بادکوبه)

=وحشت آور (مدهش)

=وحشی (دد)

=وحید (تنها- یکتا)

=وخیم (سخت - دشوار- سنگین - ناگوار)

=ود (دوستی- محبت)

=وردنه ( نورد )

=ودیعه (امانت- سپرده)

=ور (پرگویی)

=وراج (پرحرف- روده دراز- حراف)

=وراء (عقب - پس - پشت)

=وراق (کاغذ فروش- نویسنده- کتاب نویس)

=ورام (پاره سنگ ترازو)

=ورتاج (آفتاب گردان)

=ورت (برهنه - لخت)

=ورتیج (بلدرچین)

=ورجاوند (بلند پایه- ارجمند)

=ورد (گل- گل سرخ- ذکر- دعا)

=وردان (زگیل)

=وردک (جهاز عروس)

=وردنه (شوبک- نورد)

=ورزش آبی (شنا)

=ورزش با توپ بیضی (رگبی)

=ورزش تک رقمی (دو)

=ورزش راجر فدرر سوییسی ( تنیس )

=ورزش شمشیر بازی (اسکریم)

=ورزشگاهی در اسپانیا ( نیوکمپ )

=ورزشگاهی در هند و محل مسابقات مقدماتی جام آسیا در سال1960 (ارناکولام)

=ورزشگاه باشگاه بایر لورکوزن (بای آرنا)

=ورزشی (اسپورت)

=ورس (ریسمان- برس- چوبی که در بینی شتر می کنند)

=ورش( فاخته و قمری )

=ورشکست (بانکروت)

=ورطه (منجلاب- گرداب)

=ورع (پرهیزکاری)

=ورقا (کبوتر ماده- فاخته)

=ورق کاغذ ( لت )

=ورک (استخوان ران - کفل)

=ورک ( خار بیابانی )

=ورکاک (کرکس- مرغ مردار خوار)

=ورل (سوسمار استرالیایی)

=ورم (آماس)

=ورم حجاب حاجز (برسام)

=ورم خودمانی (پف)

=ورم ریه (برنشیت)

=ورم سینه (برسام)

=ورید (شاهرگ- سیاهرگ- رگ گردن)

=وریز (صمغ)

=وزر (گناه- بزه- بارگران)

=وزش باد (هبوب)

=وزغ (غوک- وک)

=وزن (سنگینی)

=وزنه (سنگ ترازو- ورام)

=ورید (سیاه رگ- شاهرگ)

=وزیدن باد (هبوب- هب)

=وزیر افراسیاب (ویسه)

=وزیر انوشیروان (بزرگمهر)

=وزیر ایرانی زمان عباسیان ( حسن ابن سهل )

=وزیر با تدبیر عضدالدوله دیلمی (صاحب بن عباد)

=وزیر سلطان محمود غزنوی (حسن کوزیری)

=وزیر شطرنج (فرزین)

=وزیر فرعون (هامان)

=وزیر ملک شاه سلجوقی ( خواجه نظام الملک )

=وزین (سنگین- گران- متین- باوقار)

=وسام (نشان- مدال)

=وسایل سفر (بندیل)

=وسایل مورد نیاز (ضروریات)

=وسایل نوزاد (سیسمونی)

=وسد (مرجان- بسد)

=وسط (میان- بین)

=وسق (بار شتر- اندازه شصت صاع)

=وسم (داغ کردن- علامت گذاشتن- نشان کردن)

=وسن (نیاز- حاجت)

=وسنی (هوو- آموسنی)

=وسه (چوبدستی)

=وسیع ترین جزیره قاره افریقا (ماداگاسکار)

=وسیع ترین جزیره جهان (گرینلند)

=وسیله احتیاطی (یدک)

=وسیله ای در اتومبیل (ریوستا)

=وسیله ای در چرخ نخ ریسی (دوک)

=وسیله ای در خیاطی (قرقره- ماکو- ماسوره - دوک)

=وسیله ای در ژیمناستیک (خرک)

=وسیله ای در شبکه رایانه ای (هاب)

=وسیله ای در صحافی ( قید )

=وسیله ای در ورزش باستانی (میل)

=وسیله ای شانه مانند در قالیبافی ( کلوزار)

=وسیله ای که برای کوک کردن سازها بکار می رود ( دیاپازن )

=وسیله بازی دختران (عروسک)

=وسیله برنج کوبی ( پادنگ )

=وسیله بنایی (ماله)

=وسیله پرتاب سلاح دریایی ( اژدرافکن )

=وسیله پرواز (بال)

=وسیله تراز کردن ( شاقول )

=وسیله تعیین سطح آب ( آب تراز )

=وسیله ذخیره کردن الکتریسیته ساکن ( خازن )

=وسیله رگ زنی (نیشتر- ادر)

=وسیله سنجش هواپیما در صنعت هواپیمایی (آلتی متر)

=وسیله غله افشانی (هید)

=وسیله کنده کاری ( اسکنه )

=وسیله نقلیه (مرکب)

=وسیله نقلیه دریا و خشکی ( هاور کرافت )

=وش (غوزه پنبه- خوش- نیکو)

=وشک (صمغ)

=وشم (بلدرچین)

=وشن (برف- باران)

=وشینه (جوشن- زره)

=وصال (پیوستن- رسیدن)

=وصایت (اندرز- نصیحت- پند- سفارش)

=وصلت (پیوند)

=وصله (پینه)

=وصیت کردن (ایلا)

=وضعیت دشوار ( وا نفسا )

=وضعیت ماه در سه شب آخر ماه های قمری (محاق)

=وطواط (خفاش- شب پره)

=وعاء (ظرف- خنور)

=وغ (بانگ وزغ)

=وغست (ظاهر- آشکار)

=وفی (وفا کننده- وفاداری)

=وقاحت (بی شرمی- بی حیایی- بی ادبی)

=وقار (هون- متانت- بردباری- سنگینی- بزرگواری- وقر)

=وقت و هنگام (اوان)

=وقت و هنگام کار (میقات)

=وقح (بی شرم)

=وکیل (نماینده)

=وکیل دادکستری (آوکا)

=ول (لجام گسیخته- رها- یله- آزاد- ولو)

=ولایت و ناحیه (لکا)

=ولایتی در افغانستان (تخار- بامیان- پروان)

=ولج (کرک- بلدرچین- ورتیج- جوجه عقاب- راه ریگستان)

=ولد (فرزند)

=ولرم (نیمه گرم)

=ولع (حریص شدن)

=ولگرد (دله- هرزه- بیکاره)

=ولید (کودک- نوزاد- بنده- مولود)

=ولیکن (اما)

=ون (درخت زبان گنجشک)

=ونانه (نان کلفت- نان گرده)

=وندیداد (قسمتی از کتاب اوستا)

=ونگ (تهی - خالی- تهی دست-درویش- مفلس)

=ونوس (زهره- ناهید- رب النوع عشق در نزد یونانی ها)

=وهاب (بخشنده)

=وهاج (درخشنده- فروزان)

=وهم (گمان- خیال)

=وهم شده (موهوم)

=وهن اور (اهانت امیز)

=وی (مقدار- اندازه)

=ویار (حالت زن آبستن - آرزوانه)

=ویار کردن (تاسیدن)

=ویتامین (وانک)

=ویتامین انعقاد خون (کا)

=ویتامین جدولی (کا)

=ویتامین A (رتینول)

=ویتامین ب کمپلکس (نیاسین)

=ویتامین ث ( اسید اسکوربیک )

=ویترین (جعبه آیینه- قفسه شیشه ای)

=ویتنام قدیم (انام)

=وید - ویدا (کم- اندک)

=ویر (حافظه- فهم- ادراک- هوش)

=ویرا (باهوش- یادگیرنده)

=ویران (یبات- بایر- خراب- منهدم)

=ویران کردن (هدم)

=ویرایش شده ( ویراست )

=ویرگول (کاما)

=ویزیت (بازدید- ملاقات- عیادت)

=ویزیتور (بازاریاب)

=ویژه (خالص- خاص- مخصوص)

=ویژه سازی (تخصیص)

=ویس (فقر- درویشی)

=ویل (فتح - ظفر- پیروزی- هلاک- مصیبت)

=ویل (چاه جهنمی)

=ویلا (خانه ییلاقی- کاخ ییلاقی)

=ویلان (سرگردان- آشفته-گمراه- در بدر)

=ویم (گل- کاهگل)

=هادم (ویرانگر)

=هادوری (گدای سمج)

=هادی (رهنما- مرشد - رسانا)

=هادی الکتریسیته (رسانا)

=هادیه (عصا)

=هار (رشته مروارید- سگ گیرنده)

=هارب (گریزنده - گریزان- گریخته)

=هارپ (ساز سیمی که با دست نواخته می شود- چنگ)

=هارمونیک (جور- هم آهنگ)

=هاروت (نام فرشته ای که به غضب خدا گرفتار شد)

=هارون (نام برادر حضرت موسی)

=هاشور (پرداخت با قلم)

=هاک یا هاگ (تخم- تخم مرغ- اسپر)

=هاکول (سم الفار- مرگ موش- زرنیخ سفید)

=هال - آل (سراب)

=هالتر (میله ورزش)

=هالوژن مایع ( برم )

=هاله ماه (شای ورد- خرمن)

=هامش (حاشیه کتاب)

=هامون (قاع- دشت- صحرا- هامن)

=هامی (حیران)

=هاوشت (روحانی زرتشتی - مغ)

=هاون (مهراس- یانه- مرداس)

=هاویه (جهنم- دوزخ)

=های و هوی جنگ (سورن)

=هبر (چرک- ریم زخم)

=هبک (کف دست- بسکون)

=هبل (نام بتی)

=هبوب (وزش باد)

=هبوط (فرود آمدن)

=هتاک (پرده در)

=هجا (دشنام دادن)

=هجوم (یورش- حمله)

=هجی کردن حروف (هجا)

=هدایت شدن ( اهتدا )

=هیدروکربنی مایع ( هپتان )

=هیدرولوژی ( آب شناسی )

=هدف و مقصود (غرض)

=هدم (خراب کردن- ویران کردن)

=هدیه (ساروی- کادو)

=هدیه چهره گشایی (رونما)

=هدیه عروسی ( رو نما )

=هر (گربه)

=هرا (بانگ و آواز مهیب)

=هراش (قی - استفراغ)

=هر بخش اثر موسیقایی چند قسمتی ( موومان )

=هر بند انگشت دست یا پا (پک)

=هرثمه (شیر درنده)

=هرج و مرج (آنارشی- بلبشو)

=هرج و مرج خواه (آنارشیست)

=هرج و مرج طلبی (آنارشیسم)

=هر چیز پست و زبون (هلاشم)

=هرچیزی که در نمک خوابانده شود ( نمک سود )

=هر چینه از دیوار گلی (دای)

=هرد (زرچوبه- زعفران)

=هرز آب ( خا )

=هرزه و ولگرد (دله)

=هرس کردن درختان ( ازغ )

=هرشه (لبلاب- عشقه)

=هر طبقه از زمین (اشکوب)

=هر فصل کتاب (باب)

=هرکول (پهلوان- مرد قوی)

=هرم (پیر- فرتوت)

=هرماس (شیر درنده)

=هر موجود زنده (دیار)

=هر نوع برگه بهادار ( پته )

=هرو (شجاع- دلیر)

=هر واحد از شاخه درخت (صنو)

=هر واحد از شاخه درخت (صنو)

=هروانه (بیمارستان- تیمارستان)

=هروله (تند رفتن)

=هره (گربه ماده)

=هر هفت (آرایش)

=هریر (زوزه سگ)

=هریره (گربه کوچک ماده)

=هر یک از خادمان یک امیر ( بکتاش )

=هر یک از موعدان دین زرتشتی (سوشیانت)

=هر یک از نمک های اسید سیتریک (نیترات)

=هرین (بانگ مهیب- هرا)

هزار پا (حریش)

=هزار (بلبل- عندلیب)

=هزار کیلو (تن)

=هزج (صدای رعد)

=هزل (مزاح- شوخی)

=هزم (شکست دادن)

=هزیان (یان)

=هزیمت (شکست خوردن)

=هزبر ( شیر بیشه )

=هسته انگور (تکژ)

=هشت پا (اختاپوس)

=هشتن (گذاشتن)

=هف ( دستگاه نساجی )

=هفته (اسبوع)

=هفته بازار (گوراب)

=هفته نامه باشگاه آ اس رم ( لاروما )

=هفته نامه ورزشی آ اس رم (لاروما)

=هفته نامه ورزشی ایتالیا (ریگوره)

=هل ( لاچی )

=هلاک شدن (وبق)

=هلاک شده (ماری)

=هلاک یا هلاکت(ضل)

=هلوی خشک (برگه)

=هلهله شادی (هورا)

=هلیانه ( شاه تره )

=هلیس (پروانه ماشین- مارپیچ- پروانه هواپیما)

=هلی کوپتر ( بال گرد )

=هلیم (چسبنده)

=هلیو تراپی (معالجه با آفتاب)

=هم (قصد- اراده- اندوه)

=هم ارز شیمیایی ( اکی والان )

=هم اکنون (حالا- حال- الان)

=همان اهورا مزدا است (هرمزد)

=همان جد رستم (نیرم)

=همان شوهر (شوی)

=همانند ( متناظر )

=همانندی (شباهت)

هماهنگی (انسجام)

=همایش ( سمینار )

=همتا ( کفو )

=هم جنس (متجانس)

=همداستان برهمن (رای)

=همدستی (شراکت)

=همدم (انیس- یار- همنشین -ندیم- قرین)

=همراه اصول (ادا)

=همراه پشتک ( وارو )

=همراه تب (لرز)

=همراه دبدبه (کب کبه)

=همراه دست (پا)

=همراه رفت (آمد)

=همراه شکلک (ادا)

=همراه شلوار (کت)

=همراه شمع وگل (پروانه)

=همراه صرف (نحو)

=همراه عروس (ینگه)

=همراه کشت (زرع)

=همراه کوپال (یال)

=همراه گل (لای)

=همراه گل (شمع)

=همراه نخود ( کشمش )

=همراه و هم سخن (هم داستان)

=همزمان و معاصر (هم دوره - هم عصر)

=همرزم ستارخان (باقرخان)

=همزن (میکسر)

=همزه (عیب جو - غماز- سخن چین)

=همزه دار (مهموز)

=همسایه ( جار )

=همسایه هائیتی( دومینیکن )

=همسر آدم (حوا)

=همسر استالین (نادیاالیلویوا)

=همسر اسکندر (روشنک- رکسانه)

=همسر بهرام گور (پورک)

=همسر داریوش بزرگ (آتوسا)

=همسر دوک (دوشس)

=همسر زن (شو)

=همسر زنده یاد جلال آل احمد (سیمین دانشور)

=همسر شاه جهان حاکم هند (ممتاز محل)

=همسر فرعون (آسیه)

=همسر مرد (زن)

=همسر ملعون ابولهب ( ام جمیل )

=همسر ناپلئون ( ژوزفین )

=همسر و جفت (همتا)

=همسر هیتلر (اوابراون)

=همسر یعقوب (لیا- راحیل)

=همشیره (خواهر)

=هم عهد (فدرال)

=همگانی (عام)

=هملخت (کفش- موزه- چرم کفش- تخت کفش)

=هم میهن (هم وطن)

=هم نام (اداش)

=همنشین (ندیم- هم دم)

=همنشین برهمن (رای)

=همنشین صاد (ضاد)

=همنشین هاج (واج)

=هم نهاد ( سنتز )

=هموار ( لشن )

=همواره ( دایم )

=هم وزن (هم سنگ)

=همه (کل)

=همه پرسی ( رفراندم )

=همیان (کیسه پول- انبان)

=همیان زر ( بدره )

=همیشگی (دایم- خلد)

=هنجار (راه - روش- طریق-قاعده- طرز)

=هندبا ( کاسنی )

=هندل (دسته- قبضه)

=هندوستان قدیم (بهارات)

=هنر (صنعت- فن- پیشه)

=هنر تئاتر (سینما)

=هنر جو (کار آموز)

=هنرپیشه آمریکایی فیلم شیر و باد (برگن)

=هنر پیشه امریکایی لوک خوش شانس (نیومن)

=هنر پیشه مرد قدرتمند (جین آرتور)

=هنر پیشه معروف سینمای وسترن (جان وین)

=هنر پیشه نقش تارزان (ویس مولر)

=هنرمند (فنان)

=هنرمند فرانسوی (لویی بارو)

=هنر فرنگی (ارت)

=هنرمند فیلم دزد بغداد (سابو)

=هنرمند نقاش و کارشناس آثار هنری کشورمان ( آیدین آغداشلو )

=هنرمند و نقاش قرن شانزدهم ایتالیا (لئوناردو داوینچی)

=هنر نقش زدن با فلز و استخوان وسنگ رنگی برروی چوب(خاتم کاری)

=هنگ (گروه- قوم- قبیله- سپاه)

=هنگام ( اوان )

=هنگام عصر (ایوار)

=هنگام مرگ (اجل)

=هنگام موعود (میعاد)

=هنوز فرنگی ( یت )

=هنوز بیگانه (یت)

=هواپیمای بی موتور ( گلایدر )

=هواپیمای جاسوسی آمریکا ( آواکس )

=هواپیمای روسی (سوخو- میگ)

=هواپیمای شکاری اف 18 ( هورنت )

=هواپیمای عجول (جت)

=هواپیمای کارتونی (جیمبو)

=هواجس (آرزوها)

=هواسنج (بارومتر)

=هوان (خواری- ذلت- سستی- سبکی)

=هوا نورد (آویاتور - خلبان)

=هوای فرار(پس)

=هوای متحرک (باد)

=هوای مرطوب (شرجی)

=هود (یهود- آتشگیره)

=هودج (عماری- کجاوه)

=هورمون غده فوق کلیوی (آدرنالین)

=هوس زنان آبستن (آرزوانه- ویار)

=هوس ها (اهوا)

=هوشمند (داهی)

=هوشمند ( نبیل )

=هوشیار (نبیل- بیدار)

=هول (خوف- ترس- بیم)

=هوله (آبچین)

=هوله ( رومال )

=هوو (اموسنی-وسنی- بنج)

=هویج (زردک- گزر)

=هوید (جهاز شتر)

=هویدا و آشکار (وغست- نمایان)

=هیاهو (جنجال- غوغا)

=هیاهوی جنگ (دوربرد)

=هیبت داوران (ژوری)

=هیجا (جنگ و کارزار)

=هیدخ (اسب جوان تند و تیز)

=هیدروسفر (آب کره)

=هیدروفیل (ابدوستی)

=هیدروکربنی با شش اتم کربن (هگزان)

=هیراد (خوشرو)

=هیربد (پیشوای مذهبی- قاضی زرتشتی- هربد)

=هیضه (قی- اسهال)

=هیکل (اندام- ریخت - جثه - تنه)

=هیلا (باشه- قرقی)

=هیمه (هیزم)

=هیولا (دیو)

=هیهات (دور است)

=هیون (شتر تندرو)

=یا (حرف عطف- حرف ربط)

=یائس (عقیم - نازا- نومید- ناامید)

=یابس (خشک- سفت- سخت)

=یابو (اسب بارکش )

=یاخته (سلول)

=یاد (حافظه- ذهن- خاطر)

=یاد جوانی کردن (تشبیب)

=یادداشت (نت)

=یاد گرفتن (آموختن)

=یار (دوست - رفیق - محبوب- همدم)

=یارا (نیرو - جرات)

=یاران ( حفده )

=یار توتون (تنباکو)

=یار دیرین کره (مربا)

=یار رامین (ویس)

=یار سلامان (ابسال)

=یار سوزن (نخ)

=یارغو ( بازخواست ، محاکمه ، دعوا ، منازعه )

=یار قوری (کتری)

=یار کره (مربا)

=یارگان ورزشی (تیم)

=یارگی ( یارایی ، توانایی )

=یارنامه ( نیکنامی ، کارنیک )

=یار و مصاحب (قرین)

=یار و همنشین (مونس- همدم)

=یار و یاور (پشت و پناه)

=یاره (توان - طاقت - جرات- زهره- یارا- قدرت)

=یاری ( دوستی ، همدمی )

=یاری رسانی ( امداد )

=یاریگر (ممد - یارمند- مددکار)

=یازده (اا)

=یازش ( قصد ، آهنگ ، بالیدگی ، نمو)

=یازه ( کشش ، لرزه ، جنبش )

=یاس ( سمن)

=یأس ( نا امیدی ، نومیدی )

=یاسان ( سزاوار ، لایق ، درخور )

=یاسج - یاسچ (تیر- تیر پیکان دار)

=یاسر (سهل - آسان)

=یاشماق (نقاب)

=یاغی (الود- متمرد- سرکش- نافرمان- گردنکش)

=یاغیگری ( نافرمانی - سرکشی - تمرد )

=یافر (رقاص- بازیگر)

=یافه ( یاوه ، بیهوده ، ناپدید ، سردرگم ، پریشان )

=یاقوت (یاکند)

=یاقوت زرد (زبرجد)

=یاقوت سرخ (بهرامن- لعل-رمانی)

=یاقوتی به رنگ دانه انار (رمانی)

=یاکند (یاقوت)

=یال (موی گردن اسب و شیر)

=یال اسب (فژ-فش- خش- پش)

=یالغوز ( بی قید - بی زن و بچه )

=یالمند ( عیالمند)

=یاله (شاخ گاو)

=یام (اسب چاپار)

=یانه (تخم کتان- هاون)

=یاور (دسته هاون)

=یاور ( مددکار )

=یاوند (پادشاه )

=یاوندان ( پادشاهان )

=یاوه (بی هوده - عبث)

=یباب (خراب- ویران)

=یبس (خشکی)

=یبوست (خشک شدن- خشکی)

=یتاق ، یتاغ ( نگهبانی- کشیک)

=یتاقی ( پاسبان- نگهبان)

=یتیم خانه ( دارالایتام )

=یخچال طبیعی (توچال)

=یخدان ( یخچال )

=یخرفت (مورن)

=یخه (گریبان)

=ید (دست)

=یدک (ینگه)

=یدکی (زاپاس)

=یرا (چین و شکن- چین و چروک پوست)

=یراق (زین و برگ)

=یراق اسب (استام)

=یراق ساز (سراج)

=یرقان (زردی)

=یرلیغ (فرمان خان مغول)

=یرمر (انتظار- نگرانی)

=یرمع (فرفره- بادفر)

=یرمغان ( ارمغان )

=یرنا (حنا)

=یرنداق (چرم خام)

=یزدان ( خدا - ایزد )

=یزدان پرست ( خدا پرست )

=یزنه (آیزنه - شوهر خواهر)

=یسار ( فراخی ، توانگری )

=یساول (جلودار)

=یسر (سهولت- آسانی)

=یسیر ( اسیر )

=یشت (پرستش- ستایش)

=یشک (دندان- دندان تیز)

=یشمه (چرم خام)

=یعسوب (زنبور نر)

=یعفور (غزال- آهو)

=یعقوب (کبک نر)

=یعقوب فرانسوی (ژاکوب)

=یعمور (بزغاله)

=یغظان ( بیدار - هوشیار )

=یغما (غارت- چپاول- تاراج)

=یفاع ( زمین بلند - پشته )

=یقه چرکین ( تنگدست - بیچاره)

=یقین ( بی گمان - بی شبهه )

=یکان (آحاد- یگانه - بی همتا- یکه)

=یکای پرتو زایی ( بکرل )

=یکباره ( ناگهان - یکسره)

=یک پهلو ( یک دنده- لجوج )

=یک پنجم (خمس)

=یکتا ( تنها - یگانه - بی همتا - بی مانند - بی نظیر )

=یک توپ پارچه (رول)

=یک تیغ ( یکسره - متحد - یکدست - مطلق )

=یک جانبه ( یکطرفه )

=یک جور ( یکسان - یکدست)

=یک چند ( مدتی- روزگاری)

=یک چهارم هر چیز (ربع)

=یک داروی مناسب برای بدنسازان (سوما)

=یک دسته جزیره در شمال اقیانوس اطلس واقع درغرب پرتقال (آزور)

=یک دسته سرباز روسی (اتریاد)

=یکدل ( موافق - متحد - بی ریا- یکرو)

=یک دنده ( لجوج -سرسخت - خودرأی )

=یکدندگی ( لجاجت -پافشاری)

=یک دهم (عشر- دسی)

=یکدیگر را خواندن ( تداعی )

=یکروئی ( بی ریایی- سادگی)

=یک زبان ( هم آواز- هم آهنگ- متفق-هم صدا)

=یکسان ( مساوی- برابر-یک جور)

=یک سوار ( تک سوار - یکه سوار- یکه تاز )

=یک سوم من (میلی)

=یک شرکت هواپیمای ایرانی (ساها)

=یک ششم (سدس)

=یک صدم دلار ( سنت )

=یک صدم فرانک (سانتیم)

=یکصدم متر ( سانتی متر )

=یک گونه ( همرنگ- یکرنگ - یکسان)

=یک لنگه پا ( دست تنها )

=یک مارک کرم معروف آلمانی (نیوا)

=یکنواخت ( یکرنگ- یک جور )

=یک نوع خوراک روسی که از فیله گوشت و خامه درست می شود (بیف استراگانف)

=یک نوع گل سرخ بی بو (انفقون)

=یک ویروس یارانه ای که فایل های کام را آلوده می کند (آی آن دای)

=یکه ( تک- تنها -یگانه- بی نظیر- بی همتا)

=یکی از آتشکده های بزرگ پارسیان (آذر مهر)

=یکی از آداب نوروزی (خرید لباس نو- عیدی دادن)

=یکی از آهنگهای موسیقی ایرانی ( چارگاه )

=یکی از ارکان کعبه (رکن عراقی- رکن یمانی)

=یکی از اصیل ترین داستان سرایان انگلیس و خالق طاووس سفید (لاورنس)

=یکی از الحان باربد (قفل رومی-نوشین باده- ناقوسی)

=یکی از بخش های اوستا که در مراسم مذهبی خوانده می شود (یسنا- یشتا)

=یکی از بخشهای شهرستان کلیبر که آب معدنی معروف ایسی سو در آنجا واقع شده است (آبش احمد)

=یکی از بخشهای شهرستان نائین در استان اصفهان (انارک)

=یکی از پر بیننده ترین سریالهای پلیسی تلویزیون (ناوارو)

=یکی از پنج گنج نظامی (اسکندر نامه)

=یکی از برندگان نوبل فیزیک (لیا فرانک)

=یکی از بزرگترین سردارهای نظامی ایران در عهد شاه عباس (الله وردی خان)

=یکی از بیماری های استخوانی (نقرس)

=یکی از جزایر چها گانه که کشور ژاپن را تشکیل می دهند ( یزو)

=یکی از جهات اربعه ( جنوب - شمال- مشرق- مغرب-)

=یکی از حرکات با اعراب کلمه (ضمه- فتحه- کسره)

=یکی از خطوط اسلامی شبیه به نسخ (ریحانی)

=یکی از خطهای قدیمی (هیراتیک)

=یکی از دو برادر فریدون (کیانوش)

=یکی از دو شعب به نخلستان یمانیه (ابیم)

=یکی از روستاهای آذربایجانشرقی در دهستان بروان غربی بخش ترکمان چای شهرستان میانه (قریب دوست)

=یکی از روشهای چاپ بر روی پارچه (باتیک)

=یکی از زنان امام حسین (رباب)

=یکی از زیر سبک ها در داستان های علمی تخیلی (سایبر پانک)

=یکی از سرداران کوروش (ابرداد)

=یکی از سه آتشکده بزرگ عهد ساسانیان (آذرگشسب- برزین)

=یکی از سه تفنگدار (آرامیس)

= یکی از سه خواهر انگلیسی (شارلوت- امیلی- آن- برونته)

=یکی از سه گروه بزرگ آریایی (قوم پارت)

=یکی از سه موعود زرتشت (هشیدر)

=یکی از شهرهای بزرگ باستان که افلاطون در تدوین اثرخود مدینه فاضله آمده است (اسپارت)

=یکی از صفات الهی (ستار)

=یکی از طبقات اجتماعی در جوامع قدیم (بیله وران)

=یکی از طوایف ترک (ایرملو)

=یکی از طولانی ترین رودخانه های جهان (آمازون)

=یکی از غذاهای سنتی ایرانی (کباب بختیاری)

=یکی از غلات شبیه گندم ( جو)

=یکی از فرقه های هندو در هندوستان (جوگی)

=یکی از فلزات به رنگ نقره (جیوه)

=یکی از فلزات واسطه (آلومینیم)

=یکی از معروفترین رمانهای سیمون دوبوار که در سال 1954 جایزه گنکور را به خود اختصاص داد (ماندارین ها)

=یکی از میقاتهای عمره مفرده (تنعیم- جعرانه)

=یکی از هفت آتشکده بزرگ پارسیان (آذرمهر)

=یکی از معتبر ترین دانشگاه های آمریکا (ویرجینیا)

=یکی از نهرهای بزرگ رود جیحون (فرب)

=یکی در گویش گیلکی (ایتا)

=یک ویروس رایانه ای که فایل کام را آلوده میکند (آی آن دای)

=یگانگی( یکتایی )

=یل (پهلوان - دلیر- دلاور- مبارز)

=یلان ( پهلوانان -دلیران)

=یلکن (منجنیق)

=یلمان (ضرب شمشیر)

=یلمه ( قبا - جامه بلند )

=یلنجوق (عود - عود خوشبو- عود هندی)

=یله ( رها - آزاد - دام - ول)

=یم (دریا)

=یمام (کبوتر صحرایی)

=یمن (خیر - برکت - خوشبختی - نیک بختی)

=یگانگی (وحدت)

=ینبوع ( چشمه )

=ینگ (شکل- طرز -قاعده)

=ینگه (یدک- دنباله- دنباله رو عروس)

=ینگه دنیایی (یانکی)

=ینگی (نو - جدید - تازه)

=یواش ( آهسته - آرام )

=یورش (هجوم - تاخت و تاز)

=یوزپلنگ (یتا- فهد)

=یوزیدن ( جستن )

=یوسه ( اره- اره نجاری )

=یوغ (لباد ، بندگی )

=یوفی ( یاوه گو- لافزن )

=یوک (سیخ تنور)

=یوم الزحام ( روز قیامت )

=یومیه (روزانه)

=یون (نمد زین)

=یونجه عرب ( قت )

=یونی که بار منفی دارد (آنیون)

=ییلاق (هدیش- سردسیر)

=ییلاق کرج ( واریان)

=ییلاقی در استان البرز ( آسارا )


/ 26 نظر / 6329 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وهاب ولی زاده

شما درست میفرمایین اقای مدیر.اشتباه من بود.من فقط یه طرف قضیه رو نگاه کردم. ببینین شاید باورتو نشه ولی من از آ تا ي کلمات رو تو یه دفتری نوشتم.البته لغاتی که خودم میدونستم رو ننوشتما. این سایت خیلی کمکم کرد تا لغات کلیدی جدول هارو بلد بشم.همیشه او اون دفتر نگاه میکنم و اگه لغتی توش نبود چون میدونم ساییتون همیشبروز میشه و لغات اضافه میشه میامو اینجا دنبالش میگردم. اگه جثارتی کردم شرمنده قصد بدی نداشتم.

فائزه

سلام با تشکر از سایت مفیدتون مت تو حل جدول یه مشکل دارم خواستم از شما بپرسم پرسیده خاص و ویژه دو حرفه آخرش ن داره چی میشه؟

فائزه

سلام با تشکر از سایت مفیدتون مت تو حل جدول یه مشکل دارم خواستم از شما بپرسم پرسیده خاص و ویژه دو حرفه آخرش ن داره چی میشه؟

فائزه

سلام با تشکر از سایت مفیدتون مت تو حل جدول یه مشکل دارم خواستم از شما بپرسم پرسیده خاص و ویژه دو حرفه آخرش ن داره چی میشه؟

نیکی

تو روحت

نیکی

تو روحت

فرهاد

سلام و خسته نباشید برای زحمات شما بزرگواران..تشکر از راهنمایی شما....میترسم تنبلم کنه اما دستتون درد نکنه...خدا قوت

قایمی

سلام مرسی خیلی کمکم می کنه واسه حل جدول

محسن

سلام-ممنونم-عالی بود

زهرا

سلام. میشه کمی اطلاعات روز بروز کنید من هرچه گشتم پیدا نکردم باتشکر