ضرب المثل ها و کنایه های فارسی که با حرف ( ت) شروع می شوند

حرف ت

• تا تریاق از عراق آرند مار گزیده مرده باشد: به تاخیر انداختن کاری که اهمیت فوری و بسیار دارد

• تا تنور گرم است نان را بچسبان: کاملاً از فرصت استفاده کردن

• تا تنور گرم است بچسبان : تا اسباب و وسایل هست ، برای رسیدن به مقصود بکوش ، فرصت را غنیمت شمار

• تافته جدا بافته بودن: خود را غیر از بقیه دانستن

• تا توانی دلی بدست آور دل شکستن هنر نمی باشد: در حق دیگران خوبی کن بدی کردن کاری ندارد.

• تا گوساله گاو شود ، دل صاحبش آب شود : رسیدن به مقصود ، با سختی و مرارت توأم است

• تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد:انسان ذات خود را با اعمال و گفتارش نشان می دهد

• تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیز ها : بیشتر اوقات چیزی که مردم می گویند بر حقیقت مبتنی است

• تب تند زود عرقش می آید : دوستی های بی حد و اندازه ، غالبا به سردی یا دشمنی مبدل می شود

• ترحم بر پلنگ تیز دندان ، ستم کاری بود بر گوسفندان : به آدم های بد رحم کردن باعث آسیب رسیدن به انسان های مظلوم می شود

• ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی که این ره که تو می روی به ترکستان است: بیراهه رفتن. در اشتباه ماندن

• تعارف آمد و نیامد داره : با این که گمان می بردید احسان شما را نمی پذیرد ، پذیرفت . به کسی که تعارف می کنی ممکن است قبول کند یا نکند

• تعارف شاه عبد العظیمی است : به زبان می گوید اما از دل راضی نیست

• توانگری به قناعت به از توانگری به بضاعت: کسی که قانع است قدرتمند است

• توبه گرگ مرگ است: کسی که دست از عادتش بر نداشته

• تو را به گور من نمی گذارند : به خاطر گناه من ، تو را عذاب نمی کنند

• تو را خواهند پرسید که عملت چیست نگویند پدرت کیست: باز خواست آخرت. خود عمل مهم است نه زور و زر

• توی دعوا حلوا پخش نمی کنند : ستیزه و دعوا غالبا با زد و خورد و سخنان درشت توأم است

• توی دهن شیر می رود : بسیار شجاع و نترس است

• توی هفت آسمون یک ستاره نداشتن: بد شانسی آوردن

• تیر از کمان رفت : وقت تدارک کار گذشت

• تیرش به سنگ می خورد: به هدفش نمی رسد

• تیشه بر ریشه خود زدن : خود را در معرض خطر نابودی قرار دادن. با پای خود به گور رفتن

• تیری در تاریکی انداختن : به گمان و حدس نتیجه و سود ، کاری کردن . با چشم بسته کاری رو انجام دادن

/ 0 نظر / 129 بازدید