معنای لغاتی که با حرف (و - ه - ی) شروع می شوند

برای دسترسی سریع شما عزیزان به لغات سخت جدولی تمامی لغات به ترتیب الفبا نوشته شده است صفحه ( و )

=وابسته نظامی (اتاشه) =واپس (عقب- دنبال- پی) =واپسین (آخرین) =وات (پوستین) =واترپروف (رطوبت ناپذیر) =واتگر (سخنور- شاعر- قصه گو- پوستین دوز- وتگر- افسانه گو) =واثق (اطمینان کننده- اعتماد دارنده- محکم- استوار) =واجار (بازار-سوق) =واجب (بایا- لازم- ضروری- بایست - وایا) =واجبی(وظیفه- مستمری) =واجد (دارنده- یابنده) =واحد (یک- یکی-یکتا) =واحد آتش توپخانه (آتشبار) =واحد الماس (قیراط) =واحد اندازه گیری زاویه ( رادیان ) =واحد اندازه گیری صدا (دسیبل) =واحد اندازه گیری صوت ( بل) =واحد اندازه گیری معادل 75 گرم ( سیر ) =واحد بار الکتریکی (کولن) =واحد بین المللی فرکانس (هرتز) =واحد تحصیلی (ترم) =واحد تزریقات (سی سی) =واحد تک یاخته گیاهی (هاگ) =واحد تلفن (پالس) =واحد تنیس (ست) =واحد پتانسیل (ولت) =واحد پول آلبانی (لک) =واحد پول ارمنستان ( درام ) =واحد پول اوگاندا (شیلینگ) =واحد پول ایسلند (کرونا) =واحد پول بنگلادش ( تاکا ) =واحد پول پرتغال (اسکودو) =واحد پول تایلند (بات) =واحد پول ترکیه (لیره) =واحد پول سابق اسپانیا ( پزوتا ) =واحد پول عهد ساسانیان (درم) =واحد پول غنا (سدی) =واحد پول کامبیا (دالاسی) =واحد پول گواتمالا (کولون) =واحد پول لتونی ( لاتس ) =واحد پول لسوتو (لوتی) =واحد پول مراکش (درهم) =واحد پول مغولستان ( توگریگ ) =واحد پول نروژ (کرون) =واحد پول نیجریه ( نایرا ) =واحد پول هلند (فلورن) =واحد پول یونان (دراخما) =واحد توان الکتریکی (وات) {{واحدهای شمارش}} =واحد جوز (جوزه) =واحد زلزله (ریشتر) =واحد سرعت هواپیما (ماخ) =واحد سطح (ار- ریب) =واحد سنجش حجم مایعات ( لیتر ) =واحد سنجش زاویه (رادیان) =واحد شمارش دارو (دز) =واحد شمارش درخت خرما (نفر) = واحد شمارش مایعات، چای، قهوه، شیر و غیره: (استکان) = واحد شمارش درخت، چوب، تیر، سنبه: (اصله) =واحد شمارش حبوبات انباشته شده (مثل یک انبار گندم)، کالا: (انبار) =واحد شمارش خانه، مِلک، چادر، ساختمان از قبیل دکان، حجره، رستوران، مسجد، فروشگاه، حمام، تصفیه‌خانه: (باب) = واحد شمارش وزن، نمونه (یک بار هندوانه، سه بار سبزی) : (بار) = واحد شمارش صندوق جواهر (یک بارخانه فیروزه): (بارخانه) =واحد شمارش بسته نقدینه‌ها ،اشرفی،سکه‌های زر. (بدره) =واحد شمارش کاغذ، ورق. (برگ) =واحد شمارش خز، سنجاب، پوست بخارایی. (بطانه) =واحد شمارش نوشیدنیها، مشروب (بطری) =واحد شمارش حجم و وزن (یک بغل سبزی، یک بغل آجیل و شیرینی) (بغل) =واحد شمارش نخ، بسته نخ، رخت، شال (بقچه) =واحد شمارش درخت بی‌تنه مانند گل و گیاهان زینتی (مثل یک بوته نعنا) (بته، بوته) =واحد شمارش کاغذ (بند) =واحد شمارش پرنده‌های شکاری (بهله در اصل به معنی دستکشی است که بازدارها به دست می‌کنند.) (بَهله) =واحد شمارش ده، روستا (پاره) =واحد شمارش آبادی (پارچه) =واحد شمارش چلوکباب، غذا و مانند آن. (پُرس) =واحد شمارش مایعات و گاه چیزهای دیگر. (پیمانه) =واحد شمارش اکثر چیزها، مطلق اشیاء شمارشی مانند«پنج تا اتاق»،مطلق عدد مانند "سه تاً. (تا) =واحد شمارش مو (تار) = واحد شمارش افعی، مارهای سمی (تازیانه) =واحد شمارش فرش،قالی،گلیم،زیلو،پتو،جاجیم,پارچه،لحاف،تشک،لوح، برات. (تخته) =واحد شمارش انسان (تَن) =واحد شمارش واحد وزن (تُن) =و احد شمارش پارچه. (بیست متر پارچه بسته‌بندی‌شده لباس را یک توپ می‌گویند) (توپ) احد شمارش شیشه، شراب (جام) =واحد شمارش کفش، جوراب (جفت) = واحد شمارش مساحت برای زمین و ملک. (جریب) =واحد شمارش کتاب، مجله (جلد) =واحد شمارش فیلم عکاسی، لاستیک، مار (حلقه) = واحد شمارش تخم مرغ (دانه) =واحد شمارش قاشق و چنگال، رخت‌خواب (دست) =واحد شمارش ماشین‌آلات، خودرو، آپارتمان (دستگاه) = واحد شمارش گوسفند، گاو (راًس) =واحد شمارش قنات، چشمه (رشته) =واحد شمارش فیل (زنجیر) =واحد شمارش قطار (رام) =واحد شمارش گُل، آهن‌آلات (شاخه) =واحد شمارش در، پنجره (عدد) =واحد شمارش پنبه (عدل) =واحد شمارش هواپیما، ناو، خودروهای نظامی (فروند) =واحد شمارش پرونده،برات،چک،سفته،فیش بانکی،گواهی‌نامه، جواز،وام،مِلک،لایحه،جرم،قتل،سرقت،حادثهٔ رانندگی (فقره) =واحد شمارش صابون (قالب) =واحد شمارش تفنگ (قبضه) =واحد شمارش نان (قرص) = واحد شمارش عکس، شعر، فرش ، زمین (قطعه) =واحد شمارش پلنگ، یوزپلنگ، سگ (قلاده) =واحد شمارش تمبر (قطعه) =واحد شمارش سیگار (نخ) =واحد شمارش انسان، شتر، درخت خرما (نفر) =واحد شمارش حمام، آپارتمان، منزل مسکونی (واحد) =واحد شمارش کالایی که به مقیاس معین بسته بندی میشوند (بار) = واحد شمارش کاغذهای جلدنشده (برگ) = واحد شمارش یک دسته کاغذومقوابه مقدارمعین (بند) = واحد شمارش قالی، پتووفرش (تخته) = واحد شمارش پارچه ندوخته (توپ) =واحد شمارش فشنگ (تیر) = واحد شمارش لباس دوخته (ثوب) = واحد شمارش شیشه پنجره، آیینه (جام) = واحد شمارش کفش، جوراب، دستکش (جفت) = واحد شمارش کتاب (جلد) = واحد شمارش قرقره، دکمه، مداد (جین) =واحد شمارش قند، آب نبات، قرص (حب) = واحد شمارش اشیائ گرد، چاه (حلقه) =واحد شمارش گردو، مدادودیگراشیاءقابل شمارش (دانه) =واحد شمارش ماشین آلات، رادیو، تلویزیون و... (دستگاه) = واحد شمارش گل وگیاه (دسته) =واحد شمارش بسته‌ دوازده تایی(کمربند،گردنبند)،قنات (دوجین) =واحد شمارش دکان ومغازهک (دهنه) = واحد شمارش گاو، گوسفند، گله، افرادخانواده (سر) = واحد شمارش انواع پول فلزی (سکه) = واحد شمارش لامپ وشمع ونظایرآن (شعله) =واحد شمارش ظروف مایعات. (شیشه) = واحد شمارش پارچه، شال، شال گردن (طاقه) = واحد شمارش نامه، پاکت وسندهای دیگر (طغرا) =واحد شمارش پرندگان،درب،پنجره ودیگراشیاءقابل شمارش (عدد) =واحد شمارش دسته‌های بزرگ کالا،پنبه، پارچه وکاغذ (عدل) =واحد شمارش توپ و تانک و وسایل سنگین چرخ دار (عراده) = واحد شمارش گردو (فال) = واحد شمارش وسایل نقلیهٔ هوایی ودریایی (فروند) =واحد شمارش گواهینامه، اسنادپرداختی(چک وسفته) (فقره) = واحد شمارش ازچاقوتامسسل (قبضه) = واحد شمارش بندکفش، مدادولوازم تحریر (قراسه) = واحد شمارش اشک، خون، جوهر و بعضی مایعات دیگر (قطره) = واحد شمارش جانوران وحشی (قلاده) = واحد شمارش زمین وپارچه(واحدشمارش یکدست لباس کامل) (قواره) = واحد شمارش دسته‌های مختلف جانوران (گله) = واحد شمارش اشیاء استوانه‌ای شکل وخمیری شکل مانندماتیک وخمیردندان (لوله) = واحد شمارش مینیاتورهای دست‌نویس‌های قدیمی (مجلس) =واحد شمارش کتاب و روزنامه و مجله (نسخه) =واحد طول (متر) =واحد طول سنتی (وجب) =واحد ظرفیت خازن (فاراد) =واحد فشار (اتمسفر) =واحد کار (ژول) =واحد کمان و زاویه (رادیان) =واحد کوچکی در وزن ( اونس ) =واحد مایعات (لیتر) =واحد مسافت (فرسخ) =واحد والیبال (گیم) =واحد وزن روسیه (پوت) =واحد وزن قدیمی (درخمی- تسو) =واحد وزن قدیمی ( رطل ) =واحدی برای اندازه گیری طول معادل 91 سانتی متر (یارد) =واحدی در ارتش (هنگ) =واحدی در طول (اینچ) =واحدی در طول ( پا ) =واحدی در وزن (اونس) =واحه (آبادی کوچک در صحرا-زمین دارای آب و علف در بیابان) =واخواست (بازخواست- ایراد- اعتراض- واخواهی) =وادی (دره- رودخانه- گشادی) =وادیج (چوب بست که تاک انگور را روی آن می بندند) =وار (پسوند شباهت و مثل و مانند) =وارسته (رها - آزاد- بی قید) =وارو (پشتک- واژگون) =واریس (تورم ورید) =واژه (لغت - کلمه) =واژه نامه (لغت نامه- فرهنگ لغت) =واسطه ( دلال ) =واسطه حل اختلاف (پادرمیانی) =واشک (قرقی- هیلا- باشه) =واشامه (چارقد- روسری- شامه) =واشی (سخن چین- نمام) =واضع آلمانی کمونیسم جدید (کارل مارکس) =واضع تئوری بنیاد انواع (داروین) =واضع مذهب تائوتی در چین (لائوتسه) =وافر (فراوان- بسیار- افزون) =وافی (وفا کننده- تمام - کامل) =واقعه (رویداد- رخ داد) =واقف (ایستاده- وقف کننده- داننده- آگاه) =واقع گرایی ( رئالیسم ) =واقی یا واقی (پرنده ای از نوع مرغابی) =واکس رشتی ( ماز) =واکسن (مایه) =واکسیل (رشته نخی یا ابریشمی که افسران روی دوش و سینه آویزان می کردند) =واکسیناسیون (تلقیح- مایه کوبی) =واگذاری کاری به کسی (تفویض- توکیل) =واگن - واگون (اطاق راه آهن) =وال (بالن- نوعی پارچه ابریشمی) =واله (شیفته - اندوهناک- سرگشته) =والی (فرمانروا- حاکم) =وام (قرض- ابام- دین) =وام دار (قرض دار- بدهکار) =وام دهنده (داین) =وامق (دوست- عاشق- نام عاشق عذرا) =وانیل (گیاهی خزنده دارای ساقه دراز) =واهب (بخشنده - عطا کننده) =واهمه (هول- ترس- خوف) =واهی (پوچی) =وایا (بایا- بایسته- ضرورت- حاجت- مراد) =وبا (کلرا) =وبال (سختی- عذاب) =وب سایت (تارنما) =وت (بانگ قمری) =وتد (میخ) =وتر (زه کمان- زه) =وتو (مخالفت- امتناع) =وثوق (استواری- اعتماد- اطمینان) =وج (سوسن زرد) =وجب (فاصله میان انگشت کوچک و بزرگ) =وجد (شور - شوق- خوشی- شیفتگی) =وجود (هستی) =وجه (روی- صورت- گونه-قصد- نیت) =وجه تسمیه باکو (بادکوبه) =وحشت آور (مدهش) =وحشی (دد) =وحید (تنها- یکتا) =وخیم (سخت - دشوار- سنگین - ناگوار) =ود (دوستی- محبت) =وردنه ( نورد ) =ودیعه (امانت- سپرده) =ور (پرگویی) =وراج (پرحرف- روده دراز- حراف) =وراء (عقب - پس - پشت) =وراق (کاغذ فروش- نویسنده- کتاب نویس) =ورام (پاره سنگ ترازو) =ورتاج (آفتاب گردان) =ورت (برهنه - لخت) =ورتیج (بلدرچین) =ورجاوند (بلند پایه- ارجمند) =ورد (گل- گل سرخ- ذکر- دعا) =وردان (زگیل) =وردک (جهاز عروس) =وردنه (شوبک- نورد) =ورزش آبی (شنا) =ورزش با توپ بیضی (رگبی) =ورزش تک رقمی (دو) =ورزش راجر فدرر سوییسی ( تنیس ) =ورزش شمشیر بازی (اسکریم) =ورزشگاهی در اسپانیا ( نیوکمپ ) =ورزشگاهی در هند و محل مسابقات مقدماتی جام آسیا در سال1960 (ارناکولام) =ورزشگاه باشگاه بایر لورکوزن (بای آرنا) =ورزشی (اسپورت) =ورس (ریسمان- برس- چوبی که در بینی شتر می کنند) =ورش( فاخته و قمری ) =ورشکست (بانکروت) =ورطه (منجلاب- گرداب) =ورع (پرهیزکاری) =ورقا (کبوتر ماده- فاخته) =ورق کاغذ ( لت ) =ورک (استخوان ران - کفل) =ورک ( خار بیابانی ) =ورکاک (کرکس- مرغ مردار خوار) =ورل (سوسمار استرالیایی) =ورم (آماس) =ورم حجاب حاجز (برسام) =ورم خودمانی (پف) =ورم ریه (برنشیت) =ورم سینه (برسام) =ورید (شاهرگ- سیاهرگ- رگ گردن) =وریز (صمغ) =وزر (گناه- بزه- بارگران) =وزش باد (هبوب) =وزغ (غوک- وک) =وزن (سنگینی) =وزنه (سنگ ترازو- ورام) =ورید (سیاه رگ- شاهرگ) =وزیدن باد (هبوب- هب) =وزیر افراسیاب (ویسه) =وزیر انوشیروان (بزرگمهر) =وزیر ایرانی زمان عباسیان ( حسن ابن سهل ) =وزیر با تدبیر عضدالدوله دیلمی (صاحب بن عباد) =وزیر سلطان محمود غزنوی (حسن کوزیری) =وزیر شطرنج (فرزین) =وزیر فرعون (هامان) =وزیر ملک شاه سلجوقی ( خواجه نظام الملک ) =وزین (سنگین- گران- متین- باوقار) =وسام (نشان- مدال) =وسایل سفر (بندیل) =وسایل مورد نیاز (ضروریات) =وسایل نوزاد (سیسمونی) =وسد (مرجان- بسد) =وسط (میان- بین) =وسق (بار شتر- اندازه شصت صاع) =وسم (داغ کردن- علامت گذاشتن- نشان کردن) =وسن (نیاز- حاجت) =وسنی (هوو- آموسنی) =وسه (چوبدستی) =وسیع ترین جزیره قاره افریقا (ماداگاسکار) =وسیع ترین جزیره جهان (گرینلند) =وسیله احتیاطی (یدک) =وسیله ای در اتومبیل (ریوستا) =وسیله ای در چرخ نخ ریسی (دوک) =وسیله ای در خیاطی (قرقره- ماکو- ماسوره - دوک) =وسیله ای در ژیمناستیک (خرک) =وسیله ای در شبکه رایانه ای (هاب) =وسیله ای در صحافی ( قید ) =وسیله ای در ورزش باستانی (میل) =وسیله ای شانه مانند در قالیبافی ( کلوزار) =وسیله ای که برای کوک کردن سازها بکار می رود ( دیاپازن ) =وسیله بازی دختران (عروسک) =وسیله برنج کوبی ( پادنگ ) =وسیله بنایی (ماله) =وسیله پرتاب سلاح دریایی ( اژدرافکن ) =وسیله پرواز (بال) =وسیله تراز کردن ( شاقول ) =وسیله تعیین سطح آب ( آب تراز ) =وسیله ذخیره کردن الکتریسیته ساکن ( خازن ) =وسیله رگ زنی (نیشتر- ادر) =وسیله سنجش هواپیما در صنعت هواپیمایی (آلتی متر) =وسیله غله افشانی (هید) =وسیله کنده کاری ( اسکنه ) =وسیله نقلیه (مرکب) =وسیله نقلیه دریا و خشکی ( هاور کرافت ) =وش (غوزه پنبه- خوش- نیکو) =وشک (صمغ) =وشم (بلدرچین) =وشن (برف- باران) =وشینه (جوشن- زره) =وصال (پیوستن- رسیدن) =وصایت (اندرز- نصیحت- پند- سفارش) =وصلت (پیوند) =وصله (پینه) =وصیت کردن (ایلا) =وضعیت دشوار ( وا نفسا ) =وضعیت ماه در سه شب آخر ماه های قمری (محاق) =وطواط (خفاش- شب پره) =وعاء (ظرف- خنور) =وغ (بانگ وزغ) =وغست (ظاهر- آشکار) =وفی (وفا کننده- وفاداری) =وقاحت (بی شرمی- بی حیایی- بی ادبی) =وقار (هون- متانت- بردباری- سنگینی- بزرگواری- وقر) =وقت و هنگام (اوان) =وقت و هنگام کار (میقات) =وقح (بی شرم) =وکیل (نماینده) =وکیل دادکستری (آوکا) =ول (لجام گسیخته- رها- یله- آزاد- ولو) =ولایت و ناحیه (لکا) =ولایتی در افغانستان (تخار- بامیان- پروان) =ولج (کرک- بلدرچین- ورتیج- جوجه عقاب- راه ریگستان) =ولد (فرزند) =ولرم (نیمه گرم) =ولع (حریص شدن) =ولگرد (دله- هرزه- بیکاره) =ولید (کودک- نوزاد- بنده- مولود) =ولیکن (اما) =ون (درخت زبان گنجشک) =ونانه (نان کلفت- نان گرده) =وندیداد (قسمتی از کتاب اوستا) =ونگ (تهی - خالی- تهی دست-درویش- مفلس) =ونوس (زهره- ناهید- رب النوع عشق در نزد یونانی ها) =وهاب (بخشنده) =وهاج (درخشنده- فروزان) =وهم (گمان- خیال) =وهم شده (موهوم) =وهن اور (اهانت امیز) =وی (مقدار- اندازه) =ویار (حالت زن آبستن - آرزوانه) =ویار کردن (تاسیدن) =ویتامین (وانک) =ویتامین انعقاد خون (کا) =ویتامین جدولی (کا) =ویتامین A (رتینول) =ویتامین ب کمپلکس (نیاسین) =ویتامین ث ( اسید اسکوربیک ) =ویترین (جعبه آیینه- قفسه شیشه ای) =ویتنام قدیم (انام) =وید - ویدا (کم- اندک) =ویر (حافظه- فهم- ادراک- هوش) =ویرا (باهوش- یادگیرنده) =ویران (یبات- بایر- خراب- منهدم) =ویران کردن (هدم) =ویرایش شده ( ویراست ) =ویرگول (کاما) =ویزیت (بازدید- ملاقات- عیادت) =ویزیتور (بازاریاب) =ویژه (خالص- خاص- مخصوص) =ویژه سازی (تخصیص) =ویس (فقر- درویشی) =ویل (فتح - ظفر- پیروزی- هلاک- مصیبت) =ویل (چاه جهنمی) =ویلا (خانه ییلاقی- کاخ ییلاقی) =ویلان (سرگردان- آشفته-گمراه- در بدر) =ویم (گل- کاهگل) =هادم (ویرانگر) =هادوری (گدای سمج) =هادی (رهنما- مرشد - رسانا) =هادی الکتریسیته (رسانا) =هادیه (عصا) =هار (رشته مروارید- سگ گیرنده) =هارب (گریزنده - گریزان- گریخته) =هارپ (ساز سیمی که با دست نواخته می شود- چنگ) =هارمونیک (جور- هم آهنگ) =هاروت (نام فرشته ای که به غضب خدا گرفتار شد) =هارون (نام برادر حضرت موسی) =هاشور (پرداخت با قلم) =هاک یا هاگ (تخم- تخم مرغ- اسپر) =هاکول (سم الفار- مرگ موش- زرنیخ سفید) =هال - آل (سراب) =هالتر (میله ورزش) =هالوژن مایع ( برم ) =هاله ماه (شای ورد- خرمن) =هامش (حاشیه کتاب) =هامون (قاع- دشت- صحرا- هامن) =هامی (حیران) =هاوشت (روحانی زرتشتی - مغ) =هاون (مهراس- یانه- مرداس) =هاویه (جهنم- دوزخ) =های و هوی جنگ (سورن) =هبر (چرک- ریم زخم) =هبک (کف دست- بسکون) =هبل (نام بتی) =هبوب (وزش باد) =هبوط (فرود آمدن) =هتاک (پرده در) =هجا (دشنام دادن) =هجوم (یورش- حمله) =هجی کردن حروف (هجا) =هدایت شدن ( اهتدا ) =هیدروکربنی مایع ( هپتان ) =هیدرولوژی ( آب شناسی ) =هدف و مقصود (غرض) =هدم (خراب کردن- ویران کردن) =هدیه (ساروی- کادو) =هدیه چهره گشایی (رونما) =هدیه عروسی ( رو نما ) =هر (گربه) =هرا (بانگ و آواز مهیب) =هراش (قی - استفراغ) =هر بخش اثر موسیقایی چند قسمتی ( موومان ) =هر بند انگشت دست یا پا (پک) =هرثمه (شیر درنده) =هرج و مرج (آنارشی- بلبشو) =هرج و مرج خواه (آنارشیست) =هرج و مرج طلبی (آنارشیسم) =هر چیز پست و زبون (هلاشم) =هرچیزی که در نمک خوابانده شود ( نمک سود ) =هر چینه از دیوار گلی (دای) =هرد (زرچوبه- زعفران) =هرز آب ( خا ) =هرزه و ولگرد (دله) =هرس کردن درختان ( ازغ ) =هرشه (لبلاب- عشقه) =هر طبقه از زمین (اشکوب) =هر فصل کتاب (باب) =هرکول (پهلوان- مرد قوی) =هرم (پیر- فرتوت) =هرماس (شیر درنده) =هر موجود زنده (دیار) =هر نوع برگه بهادار ( پته ) =هرو (شجاع- دلیر) =هر واحد از شاخه درخت (صنو) =هر واحد از شاخه درخت (صنو) =هروانه (بیمارستان- تیمارستان) =هروله (تند رفتن) =هره (گربه ماده) =هر هفت (آرایش) =هریر (زوزه سگ) =هریره (گربه کوچک ماده) =هر یک از خادمان یک امیر ( بکتاش ) =هر یک از موعدان دین زرتشتی (سوشیانت) =هر یک از نمک های اسید سیتریک (نیترات) =هرین (بانگ مهیب- هرا) =هزار پا (حریش) =هزار (بلبل- عندلیب) =هزار کیلو (تن) =هزج (صدای رعد) =هزل (مزاح- شوخی) =هزم (شکست دادن) =هزیان (یان) =هزیمت (شکست خوردن) =هزبر ( شیر بیشه ) =هسته انگور (تکژ) =هشت پا (اختاپوس) =هشتن (گذاشتن) =هف ( دستگاه نساجی ) =هفته (اسبوع) =هفته بازار (گوراب) =هفته نامه باشگاه آ اس رم ( لاروما ) =هفته نامه ورزشی آ اس رم (لاروما) =هفته نامه ورزشی ایتالیا (ریگوره) =هل ( لاچی ) =هلاک شدن (وبق) =هلاک شده (ماری) =هلاک یا هلاکت(ضل) =هلوی خشک (برگه) =هلهله شادی (هورا) =هلیانه ( شاه تره ) =هلیس (پروانه ماشین- مارپیچ- پروانه هواپیما) =هلی کوپتر ( بال گرد ) =هلیم (چسبنده) =هلیو تراپی (معالجه با آفتاب) =هم (قصد- اراده- اندوه) =هم ارز شیمیایی ( اکی والان ) =هم اکنون (حالا- حال- الان) =همان اهورا مزدا است (هرمزد) =همان جد رستم (نیرم) =همان شوهر (شوی) =همانند ( متناظر ) =همانندی (شباهت) =هماهنگی (انسجام) ==همایش ( سمینار ) =همتا ( کفو ) =هم جنس (متجانس) =همداستان برهمن (رای) =همدستی (شراکت) =همدم (انیس- یار- همنشین -ندیم- قرین) =همراه اصول (ادا) =همراه پشتک ( وارو ) =همراه تب (لرز) =همراه دبدبه (کب کبه) =همراه دست (پا) =همراه رفت (آمد) =همراه شکلک (ادا) =همراه شلوار (کت) =همراه شمع وگل (پروانه) =همراه صرف (نحو) =همراه عروس (ینگه) =همراه کشت (زرع) =همراه کوپال (یال) =همراه گل (لای) =همراه گل (شمع) =همراه نخود ( کشمش ) =همراه و هم سخن (هم داستان) =همزمان و معاصر (هم دوره - هم عصر) =همرزم ستارخان (باقرخان) =همزن (میکسر) =همزه (عیب جو - غماز- سخن چین) =همزه دار (مهموز) =همسایه ( جار ) =همسایه هائیتی( دومینیکن ) =همسر آدم (حوا) =همسر استالین (نادیاالیلویوا) =همسر اسکندر (روشنک- رکسانه) =همسر بهرام گور (پورک) =همسر داریوش بزرگ (آتوسا) =همسر دوک (دوشس) =همسر زن (شو) =همسر زنده یاد جلال آل احمد (سیمین دانشور) =همسر شاه جهان حاکم هند (ممتاز محل) =همسر فرعون (آسیه) =همسر مرد (زن) =همسر ملعون ابولهب ( ام جمیل ) =همسر ناپلئون ( ژوزفین ) =همسر و جفت (همتا) =همسر هیتلر (اوابراون) =همسر یعقوب (لیا- راحیل) =همشیره (خواهر) =هم عهد (فدرال) =همگانی (عام) =هملخت (کفش- موزه- چرم کفش- تخت کفش) =هم میهن (هم وطن) =هم نام (اداش) =همنشین (ندیم- هم دم) =همنشین برهمن (رای) =همنشین صاد (ضاد) =همنشین هاج (واج) =هم نهاد ( سنتز ) =هموار ( لشن ) =همواره ( دایم ) =هم وزن (هم سنگ) =همه (کل) =همه پرسی ( رفراندم ) =همیان (کیسه پول- انبان) =همیان زر ( بدره ) =همیشگی (دایم- خلد) =هنجار (راه - روش- طریق-قاعده- طرز) =هندبا ( کاسنی ) =هندل (دسته- قبضه) =هندوستان قدیم (بهارات) =هنر (صنعت- فن- پیشه) =هنر تئاتر (سینما) =هنر جو (کار آموز) =هنرپیشه آمریکایی فیلم شیر و باد (برگن) =هنر پیشه امریکایی لوک خوش شانس (نیومن) =هنر پیشه مرد قدرتمند (جین آرتور) =هنر پیشه معروف سینمای وسترن (جان وین) =هنر پیشه نقش تارزان (ویس مولر) =هنرمند (فنان) =هنرمند فرانسوی (لویی بارو) =هنر فرنگی (ارت) =هنرمند فیلم دزد بغداد (سابو) =هنرمند نقاش و کارشناس آثار هنری کشورمان ( آیدین آغداشلو ) =هنرمند و نقاش قرن شانزدهم ایتالیا (لئوناردو داوینچی) =هنر نقش زدن با فلز و استخوان وسنگ رنگی برروی چوب(خاتم کاری) =هنگ (گروه- قوم- قبیله- سپاه) =هنگام ( اوان ) =هنگام عصر (ایوار) =هنگام مرگ (اجل) =هنگام موعود (میعاد) =هنوز فرنگی ( یت ) =هنوز بیگانه (یت) =هواپیمای بی موتور ( گلایدر ) =هواپیمای جاسوسی آمریکا ( آواکس ) =هواپیمای روسی (سوخو- میگ) =هواپیمای شکاری اف 18 ( هورنت ) =هواپیمای عجول (جت) =هواپیمای کارتونی (جیمبو) =هواجس (آرزوها) =هواسنج (بارومتر) =هوان (خواری- ذلت- سستی- سبکی) =هوا نورد (آویاتور - خلبان) =هوای فرار(پس) =هوای متحرک (باد) =هوای مرطوب (شرجی) =هود (یهود- آتشگیره) =هودج (عماری- کجاوه) =هورمون غده فوق کلیوی (آدرنالین) =هوس زنان آبستن (آرزوانه- ویار) =هوس ها (اهوا) =هوشمند (داهی) =هوشمند ( نبیل ) =هوشیار (نبیل- بیدار) =هول (خوف- ترس- بیم) =هوله (آبچین) =هوله ( رومال ) =هوو (اموسنی-وسنی- بنج) =هویج (زردک- گزر) =هوید (جهاز شتر) =هویدا و آشکار (وغست- نمایان) =هیاهو (جنجال- غوغا) =هیاهوی جنگ (دوربرد) =هیبت داوران (ژوری) =هیجا (جنگ و کارزار) =هیدخ (اسب جوان تند و تیز) =هیدروسفر (آب کره) =هیدروفیل (ابدوستی) =هیدروکربنی با شش اتم کربن (هگزان) =هیراد (خوشرو) =هیربد (پیشوای مذهبی- قاضی زرتشتی- هربد) =هیضه (قی- اسهال) =هیکل (اندام- ریخت - جثه - تنه) =هیلا (باشه- قرقی) =هیمه (هیزم) =هیولا (دیو) =هیهات (دور است) =هیون (شتر تندرو) =یا (حرف عطف- حرف ربط) =یائس (عقیم - نازا- نومید- ناامید) =یابس (خشک- سفت- سخت) =یابو (اسب بارکش -) =یاخته (سلول) =یاد (حافظه- ذهن- خاطر) =یاد جوانی کردن (تشبیب) =یادداشت (نت) =یاد گرفتن (آموختن) =یار (دوست - رفیق - محبوب- همدم) =یارا (نیرو - جرات) =یاران ( حفده ) =یار توتون (تنباکو) =یار دیرین کره (مربا) =یار رامین (ویس) =یار سلامان (ابسال) =یار سوزن (نخ) =یارغو ( بازخواست ، محاکمه ، دعوا ، منازعه ) =یار قوری (کتری) =یار کره (مربا) =یارگان ورزشی (تیم) =یارگی ( یارایی ، توانایی ) =یارنامه ( نیکنامی ، کارنیک ) =یار و مصاحب (قرین) =یار و همنشین (مونس- همدم) =یار و یاور (پشت و پناه) =یاره (توان - طاقت - جرات- زهره- یارا- قدرت) =یاری ( دوستی ، همدمی ) =یاری رسانی ( امداد ) =یاریگر (ممد - یارمند- مددکار) =یازده (اا) =یازش ( قصد ، آهنگ ، بالیدگی ، نمو) =یازه ( کشش ، لرزه ، جنبش ) =یاس ( سمن) =یأس ( نا امیدی ، نومیدی ) =یاسان ( سزاوار ، لایق ، درخور ) =یاسج - یاسچ (تیر- تیر پیکان دار) =یاسر (سهل - آسان) =یاشماق (نقاب) =یاغی (الود- متمرد- سرکش- نافرمان- گردنکش) =یاغیگری ( نافرمانی - سرکشی - تمرد ) =یافر (رقاص- بازیگر) =یافه ( یاوه ، بیهوده ، ناپدید ، سردرگم ، پریشان ) =یاقوت (یاکند) =یاقوت زرد (زبرجد) =یاقوت سرخ (بهرامن- لعل-رمانی) =یاقوتی به رنگ دانه انار (رمانی) =یاکند (یاقوت) =یال (موی گردن اسب و شیر) =یال اسب (فژ-فش- خش- پش) =یالغوز ( بی قید - بی زن و بچه ) =یالمند ( عیالمند) =یاله (شاخ گاو) =یام (اسب چاپار) =یانه (تخم کتان- هاون) =یاور (دسته هاون) =یاور ( مددکار ) =یاوند (پادشاه ) =یاوندان ( پادشاهان ) =یاوه (بی هوده - عبث) =یباب (خراب- ویران) =یبس (خشکی) =یبوست (خشک شدن- خشکی) =یتاق ، یتاغ ( نگهبانی- کشیک) =یتاقی ( پاسبان- نگهبان) =یتیم خانه ( دارالایتام ) =یخچال طبیعی (توچال) =یخدان ( یخچال ) =یخرفت (مورن) =یخه (گریبان) =ید (دست) =یدک (ینگه) =یدکی (زاپاس) =یرا (چین و شکن- چین و چروک پوست) =یراق (زین و برگ) =یراق اسب (استام) =یراق ساز (سراج) =یرقان (زردی) =یرلیغ (فرمان خان مغول) =یرمر (انتظار- نگرانی) =یرمع (فرفره- بادفر) =یرمغان ( ارمغان ) =یرنا (حنا) =یرنداق (چرم خام) =یزدان ( خدا - ایزد ) =یزدان پرست ( خدا پرست ) =یزنه (آیزنه - شوهر خواهر) =یسار ( فراخی ، توانگری ) =یساول (جلودار) =یسر (سهولت- آسانی) =یسیر ( اسیر ) =یشت (پرستش- ستایش) =یشک (دندان- دندان تیز) =یشمه (چرم خام) =یعسوب (زنبور نر) =یعفور (غزال- آهو) =یعقوب (کبک نر) =یعقوب فرانسوی (ژاکوب) =یعمور (بزغاله) =یغظان ( بیدار - هوشیار ) =یغما (غارت- چپاول- تاراج) =یفاع ( زمین بلند - پشته ) =یقه چرکین ( تنگدست - بیچاره) =یقین ( بی گمان - بی شبهه ) =یکان (آحاد- یگانه - بی همتا- یکه) =یکای پرتو زایی ( بکرل ) =یکباره ( ناگهان - یکسره) =یک پهلو ( یک دنده- لجوج ) =یک پنجم (خمس) =یکتا ( تنها - یگانه - بی همتا - بی مانند - بی نظیر ) =یک توپ پارچه (رول) =یک تیغ ( یکسره - متحد - یکدست - مطلق ) =یک جانبه ( یکطرفه ) =یک جور ( یکسان - یکدست) =یک چند ( مدتی- روزگاری) =یک چهارم هر چیز (ربع) =یک داروی مناسب برای بدنسازان (سوما) =یک دسته جزیره در شمال اقیانوس اطلس واقع درغرب پرتقال (آزور) =یک دسته سرباز روسی (اتریاد) =یکدل ( موافق - متحد - بی ریا- یکرو) =یک دنده ( لجوج -سرسخت - خودرأی ) =یکدندگی ( لجاجت -پافشاری) =یک دهم (عشر- دسی) =یکدیگر را خواندن ( تداعی ) =یکروئی ( بی ریایی- سادگی) =یک زبان ( هم آواز- هم آهنگ- متفق-هم صدا) =یکسان ( مساوی- برابر-یک جور) =یک سوار ( تک سوار - یکه سوار- یکه تاز ) =یک سوم من (میلی) =یک شرکت هواپیمای ایرانی (ساها) =یک ششم (سدس) =یک صدم دلار ( سنت ) =یک صدم فرانک (سانتیم) =یکصدم متر ( سانتی متر ) =یک گونه ( همرنگ- یکرنگ - یکسان) =یک لنگه پا ( دست تنها ) =یک مارک کرم معروف آلمانی (نیوا) =یکنواخت ( یکرنگ- یک جور ) =یک نوع خوراک روسی که از فیله گوشت و خامه درست می شود (بیف استراگانف) =یک نوع گل سرخ بی بو (انفقون) =یک ویروس یارانه ای که فایل های کام را آلوده می کند (آی آن دای) =یکه ( تک- تنها -یگانه- بی نظیر- بی همتا) =یکی از آتشکده های بزرگ پارسیان (آذر مهر) =یکی از آداب نوروزی (خرید لباس نو- عیدی دادن) =یکی از آهنگهای موسیقی ایرانی ( چارگاه ) =یکی از ارکان کعبه (رکن عراقی- رکن یمانی) =یکی از اصیل ترین داستان سرایان انگلیس و خالق طاووس سفید (لاورنس) =یکی از الحان باربد (قفل رومی-نوشین باده- ناقوسی) =یکی از بخش های اوستا که در مراسم مذهبی خوانده می شود (یسنا- یشتا) =یکی از بخشهای شهرستان کلیبر که آب معدنی معروف ایسی سو در آنجا واقع شده است (آبش احمد) =یکی از بخشهای شهرستان نائین در استان اصفهان (انارک) =یکی از پر بیننده ترین سریالهای پلیسی تلویزیون (ناوارو) =یکی از پنج گنج نظامی (اسکندر نامه) =یکی از برندگان نوبل فیزیک (لیا فرانک) =یکی از بزرگترین سردارهای نظامی ایران در عهد شاه عباس (الله وردی خان) =یکی از بیماری های استخوانی (نقرس) =یکی از جزایر چها گانه که کشور ژاپن را تشکیل می دهند ( یزو) =یکی از جهات اربعه ( جنوب - شمال- مشرق- مغرب-) =یکی از حرکات با اعراب کلمه (ضمه- فتحه- کسره) =یکی از خطوط اسلامی شبیه به نسخ (ریحانی) =یکی از خطهای قدیمی (هیراتیک) =یکی از دو برادر فریدون (کیانوش) =یکی از دو شعب به نخلستان یمانیه (ابیم) =یکی از روستاهای آذربایجانشرقی در دهستان بروان غربی بخش ترکمان چای شهرستان میانه (قریب دوست) =یکی از روشهای چاپ بر روی پارچه (باتیک) =یکی از زنان امام حسین (رباب) =یکی از زیر سبک ها در داستان های علمی تخیلی (سایبر پانک) =یکی از سرداران کوروش (ابرداد) =یکی از سه آتشکده بزرگ عهد ساسانیان (آذرگشسب- برزین) =یکی از سه تفنگدار (آرامیس) یکی از سه خواهر انگلیسی (شارلوت- امیلی- آن- برونته) یکی از سه گروه بزرگ آریایی (قوم پارت) =یکی از سه موعود زرتشت (هشیدر) =یکی از شهرهای بزرگ باستان که افلاطون در تدوین اثرخود مدینه فاضله آمده است (اسپارت) =یکی از صفات الهی (ستار) =یکی از طبقات اجتماعی در جوامع قدیم (بیله وران) =یکی از طوایف ترک (ایرملو) =یکی از طولانی ترین رودخانه های جهان (آمازون) =یکی از غذاهای سنتی ایرانی (کباب بختیاری) =یکی از غلات شبیه گندم ( جو) =یکی از فرقه های هندو در هندوستان (جوگی) =یکی از فلزات به رنگ نقره (جیوه) =یکی از فلزات واسطه (آلومینیم) =یکی از معروفترین رمانهای سیمون دوبوار که در سال 1954 جایزه گنکور را به خود اختصاص داد (ماندارین ها) =یکی از میقاتهای عمره مفرده (تنعیم- جعرانه) =یکی از هفت آتشکده بزرگ پارسیان (آذرمهر) =یکی از معتبر ترین دانشگاه های آمریکا (ویرجینیا) =یکی از نهرهای بزرگ رود جیحون (فرب) =یکی در گویش گیلکی (ایتا) =یک ویروس رایانه ای که فایل کام را آلوده میکند (آی آن دای) =یگانگی( یکتایی ) =یل (پهلوان - دلیر- دلاور- مبارز) =یلان ( پهلوانان -دلیران) =یلکن (منجنیق) =یلمان (ضرب شمشیر) =یلمه ( قبا - جامه بلند ) =یلنجوق (عود - عود خوشبو- عود هندی) =یله ( رها - آزاد - دام - ول) =یم (دریا) =یمام (کبوتر صحرایی) =یمن (خیر - برکت - خوشبختی - نیک بختی) =یگانگی (وحدت) =ینبوع ( چشمه ) =ینگ (شکل- طرز -قاعده) =ینگه (یدک- دنباله- دنباله رو عروس) =ینگه دنیایی (یانکی) =ینگی (نو - جدید - تازه) =یواش ( آهسته - آرام ) =یورش (هجوم - تاخت و تاز) =یوزپلنگ (یتا- فهد) =یوزیدن ( جستن ) =یوسه ( اره- اره نجاری ) =یوغ (لباد ، بندگی ) =یوفی ( یاوه گو- لافزن ) =یوک (سیخ تنور) =یوم الزحام ( روز قیامت ) =یومیه (روزانه) =یون (نمد زین) =یونجه عرب ( قت ) =یونی که بار منفی دارد (آنیون) =ییلاق (هدیش- سردسیر) =ییلاق کرج ( واریان) =ییلاقی در استان البرز ( آسارا )

/ 0 نظر / 244 بازدید