املای کلمات متشابهی که با حرف( ح ) شروع می شوند

حوزه/ حوضه:

حوزه: ناحیه(اعم از کوچک و بزرگ).

حوضه: مقدار زمینی که رودخانه‌ای آن را مشروب می‌کند. حوضه را نباید با«آب‌گیر» اشتباه کرد، آب‌گیر«پهنه‌ای است که آب آن به یک رود می‌ریزد». بنابراین«آب‌گی ر» در سرچشمة رود و «حوضه» در پایین رود قرار دارد.

 

حوله/ هوله:

این کلمه به معنای«دست‌مال پرزدار مخصوص خش کاندن دست و صورت و یا تن است» و به احتمال مقرون به صحت اصل آن«حُلّه»(نوعی پارچة کتانی ظریف و منقّش) است. بنابراین باید با«ح» حطّی و به شکل حوله نوشته شود، نه هوله.

 

حایل/ هایل:

حایل: اسم است به معنای«آن چه میان دو چیز واقع شود و مانع اتصال آنها باشد».

هایل: صفت است به معنای«ترس‌ناک، هول‌ ناک».

 

حِلف/ حَلف:

حلف: (به کسر اوّل) عهد و پیمان«حِلف الفضول» پیمان جوان‌مردان.

حلف: (به فتح اوّ) سوگند.

 

حور/ هور:

حور: کلمة عربی به معنای«زی بای بهشتی»

هور: واژة فارسی به معنای«خورشی د».

 

حیات/ حیاط:

حیات: زندگي

حیاط: فضای سرگشودة درون خانه که اطرافش دیوار است

/ 0 نظر / 120 بازدید