معنای لغاتی که با حرف(ث) شروع می شوند

برای دسترسی سریع شما عزیزان به لغات سخت جدولی تمامی لغات به ترتیب الفبا نوشته شده است صفحه (ث) =ثابت (محتوم- پابرجا- استوار- پایدار) =ثاقب (سوراخ کننده- روشن - تابان- نافذ- درخشان) =ثالث (سوم) =ثامن (هشتم) =ثبات (ثبت کننده) =ثبت مشاهدات پزشک در باره بیمار (ابسرواسیون) =ثخونه (ستبر شدن- سختی- ستبری) =ثدی (پستان) =ثروت (مال- دارایی- دولت) =ثروتمند (بای) =ثریا (چهلچراغ) =ثعلب (روباه) =ثغر (دهان- دندان) =ثقافه (زیرکی- چالاکی-استادی-حذاقت) =ثقب (سوراخ بزرگ- رخنه) =ثقل (سنگینی- مال- متاع) =ثقلین (جن و پری) =ثقیف (مرد حاذق- زیرک- نام قبیله ای از اعراب) =ثقیل (سنگین- وزین) =ثکل (بی فرزندی) =ثلاث - ثلاثه (سه) =ثلاثون (سی) =ثلاثی (سه تایی- سه حرفی) =ثلاثه معروف (اهرام) =ثلث (یک سوم) =ثلج (برف) =ثلمه (خلل- رخنه) =ثمر (میوه - بر) =ثمار (میوه ها) =ثمن (یک هشتم- هشت یک) =ثمن (بهای چیزی) =ثمین (گرانبها) =ثنا (ستایش) =ثنایا (دندانهای تیز جلو) =ثواب (مزد - پاداش- جزا) =ثوب (لباس- جامه) =ثور (گاو نر) =ثوران (هیجان- برخاستن گرد و غبار- برپا شدن فتنه) =ثولول (آزخ- زگیل) =ثیاب (جامه ها) =ثیب (زن شوهر مرده- بیوه)

/ 0 نظر / 44 بازدید